﻿1
00:00:00,916 --> 00:00:03,999
‫- اسموکینگ میرور مُرد
‫حرفی هم زد؟

2
00:00:04,083 --> 00:00:05,958
‫بهم گفت دیمین کری آدم خطرناکیه.

3
00:00:06,041 --> 00:00:10,416
‫قاتلش همونی بود که توی کورنوال دیدم.

4
00:00:10,499 --> 00:00:13,624
‫واسه یه سازمان کار می کنه
‫که برنده مزایده رو اجیر می کنه.

5
00:00:13,708 --> 00:00:16,458
‫- همونی نیست که
‫داره درباره ت کتاب می نویسه.

6
00:00:16,541 --> 00:00:17,833
‫نوشته تو شرایط بحرانیه.

7
00:00:17,916 --> 00:00:18,958
‫ولی نمُرده.

8
00:00:19,833 --> 00:00:21,124
‫چقدر بد.

9
00:00:21,791 --> 00:00:25,624
‫موندیم اهداف کیا هستن، مگه نه؟
‫به نظرم باید دیمین کری زیر نظر بگیریم.

10
00:00:26,208 --> 00:00:28,874
‫- چرا؟
‫به نظرم مورد توجه اسکورپیاست.

11
00:00:28,958 --> 00:00:31,041
‫چارلی روپر، درسته؟
‫من از رفقای اِد پلزنس هستم.

12
00:00:31,124 --> 00:00:32,249
‫اد رو از کجا می شناسی؟

13
00:00:32,333 --> 00:00:34,749
‫موقعی که اونها تو کورنوال خواستن کارش رو بسازن
‫.من همراهش بودم،

14
00:00:34,833 --> 00:00:36,208
‫- اونها؟
‫دیمین کری.

15
00:00:36,291 --> 00:00:38,541
‫با اد هم دانشگاهی بودم
‫رفیقم بود.

16
00:00:38,624 --> 00:00:41,041
‫می خواست از بازی سر در بیاره
‫.این بازی شده فکر و ذکر دیمین.

17
00:00:41,124 --> 00:00:43,749
‫مگه این بازی چیکار می کنه که ارزش داره واسش آدم بکشی؟

18
00:00:43,833 --> 00:00:44,666
‫می تونی بازی کنی؟

19
00:00:44,749 --> 00:00:46,208
‫- هنوز دنبال کی هفت می گردی؟
‫آره.

20
00:00:46,291 --> 00:00:47,124
‫من پیداش کردم.

21
00:00:50,166 --> 00:00:51,333
‫این بچه کیه؟

22
00:00:55,166 --> 00:00:56,083
‫کی هفت؟

23
00:00:58,416 --> 00:01:00,249
‫- سلام، بچه جاسوس
‫کایرا.

24
00:01:00,333 --> 00:01:03,749
‫یه بچه الان مراسم پیش از انتشارم رو خراب کرد.

25
00:01:04,791 --> 00:01:06,458
‫اصلاً نیاز نیست فکرت رو درگیرش کنی.

26
00:01:26,291 --> 00:01:28,708
‫- به خونه خوش اومدید، آقای کری
‫ممنون، شان.

27
00:01:38,666 --> 00:01:39,583
‫شب خوش.

28
00:01:47,833 --> 00:01:48,958
‫جو؟

29
00:01:51,333 --> 00:01:52,541
‫کجایی؟

30
00:01:55,624 --> 00:01:57,458
‫گفتی واسم کتاب داستان می خونی.

31
00:02:21,374 --> 00:02:22,416
‫جو؟

32
00:03:22,416 --> 00:03:43,416
وبسایت فردیس فیلم تقدیم میکند

33
00:04:05,207 --> 00:04:07,082
‫- پس کایرا تویی
‫آره.

34
00:04:07,166 --> 00:04:09,291
‫- از پوینت بلنک
‫و جاهای دیگه.

35
00:04:09,374 --> 00:04:11,582
‫- ولی چرا اومدی اینجا؟
‫چطوری پیدام کردی؟

36
00:04:11,666 --> 00:04:13,374
‫راستش تو من رو پیدا کردی.

37
00:04:13,457 --> 00:04:15,541
‫جدول امتیازات فذرد سرپنت.

38
00:04:16,124 --> 00:04:19,457
‫موقعی که بعنوان کی هفت ثبت نام کردی
‫.روی پروفایلم اعلانش اومد،

39
00:04:19,541 --> 00:04:22,457
‫دیدم تویی
‫.گفتم شاید توی دردسر افتادی،

40
00:04:22,541 --> 00:04:24,791
‫- انگار درست فکر می کردم
‫توی دردسر افتادی؟

41
00:04:25,624 --> 00:04:26,832
‫به چیزی که می خواستیم، رسیدیم.

42
00:04:26,916 --> 00:04:28,666
‫نسخه جدید فذرد سرپنت دو.

43
00:04:28,749 --> 00:04:30,957
‫تنها نسخه پیش از انتشار بازی توی دنیا.

44
00:04:31,041 --> 00:04:34,916
‫- فقط اینکه کری سعی کرد دخلم رو بیاره
‫چی؟ یه بازی ویدئوییه دیگه.

45
00:04:34,999 --> 00:04:38,207
‫چون بابای سابینا داشت یه کتاب درباره ش می نوشت، یکی رو فرستاد کارش رو بسازه.

46
00:04:38,291 --> 00:04:41,999
‫چون اسموکینگ میرور سعی داشت حقیقت رو بگه
‫.داد بکشنش،

47
00:04:42,082 --> 00:04:44,999
‫- و بعد هم من بهش نزدیک شدم و
‫الکس.

48
00:04:45,124 --> 00:04:46,332
‫نمی تونم ثابتش کنم.

49
00:04:46,416 --> 00:04:49,124
‫- وایسا، یاسن کیه؟
‫یه قاتل اجیر شده.

50
00:04:49,207 --> 00:04:52,749
‫توی پوینت بلنک دیدمش
‫.و بعدش هم توی کورنوال و الان هم اینجا.

51
00:04:53,416 --> 00:04:54,832
‫به نظرم واسه کری کار می کنه.

52
00:04:54,916 --> 00:04:56,499
‫ببین رفیق، باید قبولش کنی،

53
00:04:56,582 --> 00:04:58,582
‫عمراً نمی تونی باز به کری نزدیک بشی.

54
00:04:58,666 --> 00:04:59,791
‫شاید نیازی نباشه.

55
00:05:01,249 --> 00:05:04,749
‫کارمند روابط عمومی کری
‫.گفت همه ش به بازی مربوطه،

56
00:05:04,832 --> 00:05:05,874
‫فکر و ذکر کری رو درگیر کرده.

57
00:05:05,957 --> 00:05:08,832
‫پدر برنامه نویس ها رو درآورده
‫که بتونن بازی رو سر وقت منتشر کنن.

58
00:05:08,916 --> 00:05:10,082
‫حالا هر برنامه ای که داره،

59
00:05:10,166 --> 00:05:13,332
‫باید دقیقاً سر موقع مقرر اتفاق بیفته.

60
00:05:13,416 --> 00:05:15,124
‫شدیداً به زمان وابسته ست.

61
00:05:15,207 --> 00:05:17,291
‫و سه روز باقی مونده.

62
00:05:17,374 --> 00:05:19,749
‫یعنی فکر می کنی یه چیزی تو بازی مخفیه؟

63
00:05:20,499 --> 00:05:21,332
‫آره.

64
00:05:21,416 --> 00:05:22,749
‫خیلی خب
‫.پس پیداش می کنیم.

65
00:05:26,791 --> 00:05:30,541
‫- ترور؟
‫به باور ما هدف رئیس جمهوره.

66
00:05:30,624 --> 00:05:32,374
‫به خاطر هک پنتاگون؟

67
00:05:32,457 --> 00:05:35,124
‫اون سیستم ها حاوی چیزهای بیشتری
‫از  کدهای اتمی هستن، خانم.

68
00:05:35,207 --> 00:05:37,416
‫به نظر ما دنبال برنامه رئیس جمهور بودن.

69
00:05:37,499 --> 00:05:39,457
‫مناسبات سرویس مخفی.

70
00:05:39,541 --> 00:05:42,374
‫سایمون ماریات، همونی که اسم
‫خودش رو گذاشته بود اسموکینگ میرور،

71
00:05:42,457 --> 00:05:45,749
‫روی کامپیوتر شخصیش
‫درباره دیمین کری اطلاعات داشت.

72
00:05:45,832 --> 00:05:49,541
‫و کری هم میزبان شام خیریه ایه که
‫قراره سه روز دیگه برگزار بشه،

73
00:05:49,624 --> 00:05:52,624
‫همونی که رئیس جمهور واکر مهمون افتخاریشه.

74
00:05:52,707 --> 00:05:56,457
‫پس یعنی تمرکز دیمین کری، رئیس جمهور
‫،و یه سری میلیاردر،

75
00:05:56,541 --> 00:05:59,374
‫روی اینه که کارتل های مواد مخدررو زمین بزنن.

76
00:05:59,457 --> 00:06:02,416
‫- یه اتاق، همون وقت
‫فهمیدم.

77
00:06:03,082 --> 00:06:04,582
‫هدف خیلی بزرگیه.

78
00:06:04,666 --> 00:06:07,166
‫پس واضحه که از نظر ما بهتره دیدارشون
‫رو کنسل کنی.

79
00:06:07,249 --> 00:06:08,874
‫اگه بخوایم هر مراسمی که

80
00:06:08,957 --> 00:06:12,332
‫اسم رئیس جمهور توش میاد رو کنسل کنیم
‫.اونطوری هرگز پاش رو از کاخ سفید بیرون نمی ذاره،

81
00:06:12,416 --> 00:06:14,249
‫واسه این کار یه چیزی بیشتر از حدس و گمان لازم دارم.

82
00:06:17,957 --> 00:06:21,457
‫قتل اسموکینگ میرور کار یاسن گرگورویچ بود.

83
00:06:21,541 --> 00:06:25,499
‫از نظر ما سعی کرد روزنامه نگاری
‫که به کری نزدیک بود رو هم بکشه.

84
00:06:26,541 --> 00:06:28,874
‫فکر می کردم کار اسکورپیا تموم شده.

85
00:06:29,791 --> 00:06:31,041
‫ما هم همینطور.

86
00:06:32,499 --> 00:06:33,916
‫دیگه چی رو بهم نمیگید؟

87
00:06:40,041 --> 00:06:41,416
‫بیاید این رو امتحان کنیم.

88
00:06:47,791 --> 00:06:51,207
‫اسموکینگ میرور توی یه آشیانه متروکه
‫توی شرق لندن کشته شد.

89
00:06:55,832 --> 00:06:56,957
‫یکی دیگه هم اونجا بود.

90
00:06:57,957 --> 00:06:59,374
‫حالا شاید فقط نظر من باشه،

91
00:06:59,457 --> 00:07:03,582
‫ولی فکر کنم همون بچه ایه که
‫سر و کله ش تو خونه اسموکینگ میرور پیدا شد.

92
00:07:03,665 --> 00:07:05,165
‫همونی که نمی شناختیش.

93
00:07:05,749 --> 00:07:07,415
‫ولی اون کامل می شناختت.

94
00:07:10,249 --> 00:07:13,957
‫- فکر کنم موقعیت رو اشتباه برداشت کردی
‫نه بابا؟

95
00:07:14,832 --> 00:07:15,999
‫خب، بذار ببینیم.

96
00:07:16,624 --> 00:07:20,999
‫به نظرم تو یه مامور غیرقانونی
‫و زیر هجده سال توی این عملیات داری،

97
00:07:21,082 --> 00:07:23,790
‫وسط عملیاتی که وضعیتش شدیداً بی ثباته

98
00:07:23,874 --> 00:07:26,165
‫و شامل رئیس جمهور ایالات متحده میشه.

99
00:07:26,249 --> 00:07:29,124
‫دقیقاً چی رو اشتباه برداشت کردم؟

100
00:07:38,915 --> 00:07:42,082
‫اه. اولین، صبح بخیر
‫.بشین.

101
00:07:43,249 --> 00:07:44,790
‫قهوه بیارم واست؟

102
00:07:45,707 --> 00:07:48,082
‫- قهوه نمی خورم
‫البته.

103
00:07:48,665 --> 00:07:54,582
‫بدن آدم به 2.7 لیتر آب نیاز داره
‫ولی نیازی به اسانس نداره. درسته؟.

104
00:07:55,249 --> 00:07:56,332
‫- درسته
‫هوم.

105
00:07:59,499 --> 00:08:02,082
‫گمونم می خوای درباره دیشب صحبت کنی.

106
00:08:03,207 --> 00:08:04,374
‫ناراحت بودی.

107
00:08:06,207 --> 00:08:10,332
‫نسخه دو، دو روز قبل از انتشار از دستمون پرید
‫.آره.

108
00:08:10,415 --> 00:08:11,790
‫میشه اینطور گفت.

109
00:08:13,624 --> 00:08:15,457
‫پسره ادعا می کرد کی هفته.

110
00:08:15,999 --> 00:08:17,540
‫مسلماً کی هفت نبود.

111
00:08:18,165 --> 00:08:19,665
‫یکی اون برنامه رو ترتیب داده بود.

112
00:08:20,415 --> 00:08:23,957
‫یکی که در جریان مراسم و نگهبانی بوده.

113
00:08:25,040 --> 00:08:26,124
‫پسره کمک گرفته بود.

114
00:08:27,374 --> 00:08:28,457
‫از کی؟

115
00:08:29,999 --> 00:08:31,040
‫پیداش کن.

116
00:08:56,374 --> 00:08:58,749
‫واقعاً متاسفم. حالش چطوره؟

117
00:08:59,874 --> 00:09:02,124
‫خوبه. وضعیتش پایدار شده.

118
00:09:02,207 --> 00:09:05,707
‫میگن با توجه به وضعیتش، حالش خوبه.

119
00:09:05,790 --> 00:09:06,999
‫واقعاً متاسفم.

120
00:09:07,499 --> 00:09:09,124
‫تقصیر شما که نیست.

121
00:09:09,207 --> 00:09:10,957
‫من حتی خبر نداشتم شما لندن هستین.

122
00:09:11,040 --> 00:09:14,374
‫یه چند روزی واسه کار اومدم اینجا.

123
00:09:14,457 --> 00:09:15,332
‫ببین.

124
00:09:15,915 --> 00:09:18,999
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫حتماً.

125
00:09:20,874 --> 00:09:24,707
‫یه پسره رو دیدم که گفت دوست باباته.

126
00:09:25,915 --> 00:09:26,999
‫الکس.

127
00:09:27,540 --> 00:09:28,540
‫آره.

128
00:09:29,290 --> 00:09:30,207
‫الکس.

129
00:09:31,207 --> 00:09:32,540
‫پس می شناسیش؟

130
00:09:33,540 --> 00:09:34,665
‫ببین.

131
00:09:34,749 --> 00:09:36,165
‫باید بدونی که...

132
00:09:36,249 --> 00:09:37,332
‫الکس...

133
00:09:38,082 --> 00:09:40,499
‫به یه چیزهای عجیب و غریبی باور داره.

134
00:09:42,540 --> 00:09:44,749
‫شاید اونقدری که فکر می کنی
‫هم عجیب و غریب نباشه.

135
00:09:56,624 --> 00:09:58,082
‫باید با الکس صحبت کنیم.

136
00:09:58,999 --> 00:10:01,124
‫فکر  می کردم نمی خوای بهمون نزدیک بشه.

137
00:10:01,207 --> 00:10:02,374
‫آره درسته.

138
00:10:02,457 --> 00:10:05,665
‫ولی انگار یه فکرهای دیگه ای داره
‫.پس باید در جریان قرار بگیره،

139
00:10:07,624 --> 00:10:09,457
‫خب، خودت به خدمت گرفتیش...

140
00:10:10,624 --> 00:10:11,749
‫خودت هم بهش بگو.

141
00:10:21,582 --> 00:10:22,999
‫هیچی اینجا نیست.

142
00:10:23,499 --> 00:10:25,540
‫- منظورت چیه؟
‫یه بازیه.

143
00:10:25,623 --> 00:10:27,373
‫عالیه ولی فقط یه بازیه.

144
00:10:27,457 --> 00:10:29,332
‫- امکان نداره
‫باور کن.

145
00:10:29,998 --> 00:10:31,457
‫من اشتباه نمی کنم.

146
00:10:31,540 --> 00:10:33,498
‫هر نقشه ای که داره تو این بازیه.

147
00:10:33,582 --> 00:10:36,665
‫تو بازی تونل، هیولا و سرخ پوست های ازتکه.

148
00:10:36,748 --> 00:10:38,873
‫خیلی جالبه ولی چیز خاصی نداره.

149
00:10:38,957 --> 00:10:41,373
‫پس بیا کد بازی رو چک کنیم
‫...ببینیم چی رو مخفی.

150
00:10:41,457 --> 00:10:43,457
‫سعی کردم. قفله.

151
00:10:44,040 --> 00:10:45,540
‫ولی می تونی قفلش رو باز کنی.

152
00:10:46,832 --> 00:10:47,957
‫میشه صحبت کنیم؟

153
00:10:49,290 --> 00:10:51,248
‫- داریم صحبت می کنیم
‫یه جای دیگه.

154
00:10:56,415 --> 00:10:58,707
‫می دونی، من الان یکی ازت جلوترم.

155
00:10:59,832 --> 00:11:00,832
‫یه چی؟

156
00:11:01,915 --> 00:11:03,957
‫تو یک بار زندگی من رو نجات دادی.

157
00:11:04,040 --> 00:11:05,998
‫من دو بار جون تو رو نجات دادم.

158
00:11:06,707 --> 00:11:07,582
‫آمار نگه می داری؟

159
00:11:07,665 --> 00:11:10,165
‫اوهوم. و یکی ازت جلوئم.

160
00:11:10,998 --> 00:11:12,123
‫یادم می مونه.

161
00:11:18,915 --> 00:11:20,582
‫یکی پدر و مادر من رو کشت.

162
00:11:23,248 --> 00:11:25,540
‫یه کاری کردن که شبیه تصادف به نظر بیاد، ولی...

163
00:11:27,248 --> 00:11:28,582
‫کایرا، من خبر نداشتم.

164
00:11:29,998 --> 00:11:31,873
‫اکثر اوقات ازشون متنفر بودم.

165
00:11:32,873 --> 00:11:35,165
‫ولی می دونی، به هر حال پدر و مادرم بودن.

166
00:11:35,748 --> 00:11:36,915
‫متاسفم.

167
00:11:37,498 --> 00:11:38,582
‫آره، من هم همینطور.

168
00:11:44,123 --> 00:11:46,332
‫این یارو، یاسن...

169
00:11:49,123 --> 00:11:51,040
‫داره میاد سراغ ما؟

170
00:11:52,915 --> 00:11:54,748
‫اگه کری بفهمه ما کی هستیم...

171
00:11:55,790 --> 00:11:56,665
‫آره.

172
00:11:57,707 --> 00:11:58,623
‫خیلی خب.

173
00:11:59,623 --> 00:12:00,748
‫پس به من نیاز داری.

174
00:12:01,957 --> 00:12:03,207
‫واسه خاطر بازی.

175
00:12:05,207 --> 00:12:08,123
‫من هم ازت می خوام بفهمی کی پدر و مادرم رو کشته.

176
00:12:09,998 --> 00:12:11,123
‫حله؟

177
00:12:17,998 --> 00:12:20,415
‫- نگهش داشتی
‫معلومه.

178
00:12:21,082 --> 00:12:23,957
‫واسه کمک به هم نیازی به قرار و مدار نداریم.

179
00:12:25,707 --> 00:12:27,207
‫فقط به هم کمک می کنیم.

180
00:12:30,998 --> 00:12:31,915
‫باشه.

181
00:12:42,040 --> 00:12:43,498
‫یه عامل جدید داریم.

182
00:12:44,415 --> 00:12:45,832
‫یه چیز...

183
00:12:47,498 --> 00:12:49,123
‫پیش بینی نشده.

184
00:12:50,748 --> 00:12:54,207
‫الکس رایدر قاطی قضیه است.

185
00:12:55,248 --> 00:12:57,665
‫دستش به بازی رسیده.

186
00:13:00,665 --> 00:13:04,415
‫- چجوری کد بازی رو گیر بیاریم؟
‫می تونم رمز ضد سرقتش رو باز کنم ،

187
00:13:04,498 --> 00:13:07,248
‫ولی یه عالمه داده اینجاست.

188
00:13:07,332 --> 00:13:09,290
‫با لپ تاپ بخوام کار کنم چند روز وقت می‎بره.

189
00:13:09,373 --> 00:13:13,290
‫یه بیست سی تا دستگاه می خوام که به صورت
‫هم زمان بتونم باهاشون یه شبکه ایجاد کنم.

190
00:13:14,290 --> 00:13:16,165
‫خب کامپیوتر دارید؟

191
00:13:18,248 --> 00:13:21,332
‫مدرسه. اتاق رایانه مدرسه رو ترم پیش نوسازی کردن
‫.همه کامپیوترها جدیدن،

192
00:13:21,415 --> 00:13:24,540
‫- من تو مدرسه کار نمی کنم
‫راستش فکر بدی نیست.

193
00:13:25,332 --> 00:13:27,748
‫تنها مدرسه ای که تا الان رفتم پوینت بلنکه.

194
00:13:27,832 --> 00:13:29,665
‫یادته چی شد دیگه، نه؟

195
00:13:31,332 --> 00:13:33,457
‫من از آدم ها خوشم نمیاد
‫.از موسسات خوشم نمیاد.

196
00:13:33,540 --> 00:13:35,665
‫و پام رو تو مدرسه دیگه ای هم نمی ذارم.

197
00:13:35,748 --> 00:13:36,998
‫اگه خالی باشه چی؟

198
00:13:37,082 --> 00:13:38,582
‫چرا باید خالی باشه؟

199
00:13:39,415 --> 00:13:41,207
‫هکر تویی. خودت تصمیم بگیر.

200
00:13:49,582 --> 00:13:51,957
‫جک. میشه یه دقیقه بیای؟

201
00:13:52,040 --> 00:13:52,873
‫البته.

202
00:13:55,873 --> 00:13:59,665
‫یه موقعیت کاری داره جور میشه
‫.یه موقعیت دائمی.

203
00:13:59,748 --> 00:14:00,581
‫که اینطور.

204
00:14:00,665 --> 00:14:04,790
‫می دونم سعی می کردی بین مسائل خانوادگی
‫و کارت تعادل برقرار کنی.

205
00:14:04,873 --> 00:14:07,873
‫اگه بخوایم این موقعیت رو بهت پیشنهاد بدیم...

206
00:14:08,748 --> 00:14:10,331
‫- دوست داری قبولش کنی؟
‫آره.

207
00:14:10,415 --> 00:14:14,581
‫نمی خوای یه مدت بهش فکر کنی؟
‫به خاطر مسائل شخصی و اینها می گم.

208
00:14:14,665 --> 00:14:17,456
‫به هیچ عنوان. دلم می خواد همین کار رو انجام بدم.

209
00:14:18,873 --> 00:14:19,706
‫خوبه.

210
00:14:20,540 --> 00:14:22,581
‫فقط همین رو می‎خواستم بدونم.

211
00:14:22,665 --> 00:14:26,081
‫البته دن رو هم برای این موقعیت مد نظر قرار می دیم.

212
00:14:26,165 --> 00:14:27,706
‫فقط برای یه نفر جا هست.

213
00:14:27,790 --> 00:14:28,956
‫پس...

214
00:14:29,040 --> 00:14:30,956
‫وقتشه که ما رو تحت تاثیر قرار بدی.

215
00:14:34,206 --> 00:14:36,831
‫- حاضری؟
‫جواب میده؟

216
00:14:37,415 --> 00:14:39,206
‫معلومه.

217
00:14:50,123 --> 00:14:52,915
‫- برق ما رو هم پروندی
‫برق تموم کد پستی ها رو قطع کردم

218
00:14:52,998 --> 00:14:55,415
‫اگه فقط برق مدرسه قطع بشه که عجیبه، نه؟

219
00:14:56,915 --> 00:14:58,040
‫هوم.

220
00:15:19,915 --> 00:15:20,748
‫اوه.

221
00:15:23,665 --> 00:15:24,623
‫یالا.

222
00:15:29,373 --> 00:15:30,373
‫هیچی نگید.

223
00:15:40,706 --> 00:15:41,706
‫بفرما.

224
00:16:01,998 --> 00:16:04,456
‫اصلاً کی دلش می‎خواد دزدکی وارد مدرسه بشه؟

225
00:16:21,748 --> 00:16:23,373
‫می دونی چیه؟
‫بدون برق چجوری قراره

226
00:16:23,456 --> 00:16:25,040
‫کامپیوترها کار کنن؟

227
00:16:25,123 --> 00:16:27,248
‫هوم. پری های جادویی؟

228
00:16:28,165 --> 00:16:30,290
‫ایستگاه برق محلی رو سوا کردم.

229
00:16:30,373 --> 00:16:32,831
‫هر وقت بخوایم می تونیم برق مدرسه
‫رو قطع و وصل کنیم.

230
00:16:33,373 --> 00:16:36,040
‫نگران نباش، اولین بارم که نیست.

231
00:16:42,081 --> 00:16:43,040
‫چهار!

232
00:16:44,123 --> 00:16:46,831
‫چهار تو درس مطالعات اجتماعی، الکس
‫باورت میشه؟!

233
00:16:46,915 --> 00:16:48,081
‫غافلگیر نشدم.

234
00:16:48,706 --> 00:16:49,831
‫بزنید بریم.

235
00:17:36,123 --> 00:17:40,373
‫خیلی خب. همونطور که گفتم، رمزنگاری ضد سرقت
‫.اول باید رمزش رو بشکنیم.

236
00:17:40,456 --> 00:17:43,164
‫برق مردم کی میاد؟

237
00:17:43,248 --> 00:17:44,164
‫هر وقت من بگم.

238
00:17:51,289 --> 00:17:53,289
‫".تمامی پایگاه های شما متعلق به ماست"

239
00:17:54,706 --> 00:17:57,623
‫از رمزنگاری گذشتیم
‫.این کد بازیه.

240
00:17:58,206 --> 00:18:01,831
‫- خب، دنبال چی بگردیم؟
‫هر چیز غیر عادی.

241
00:18:01,914 --> 00:18:04,873
‫همه این کامپیوترها رو به یه شبکه  وصل کردم

242
00:18:04,956 --> 00:18:07,664
‫تا برنامه اسکن خودکاری رو اجرا کنن
‫که می تونه کد بازی رو خط به خط تجزیه تحلیل کنه.

243
00:18:09,039 --> 00:18:10,414
‫- ممکنه یه کم طول بکشه
‫هوم.

244
00:18:15,581 --> 00:18:19,414
‫خب، واسه خوش گذرونی چیکار کنیم؟

245
00:18:19,498 --> 00:18:21,206
‫اینجا نمیشه خوش گذروند.

246
00:18:22,248 --> 00:18:23,831
‫پاشو بریم. این جاها رو نشونت میدم.

247
00:18:35,748 --> 00:18:36,914
‫دن...

248
00:18:37,831 --> 00:18:40,581
‫ماتوو باهات صحبت کرد؟

249
00:18:41,539 --> 00:18:43,581
‫درباره چی؟

250
00:18:43,664 --> 00:18:45,206
‫درباره کار.

251
00:18:45,998 --> 00:18:47,831
‫موقعیت کاری؟

252
00:18:48,789 --> 00:18:50,831
‫و اینکه فقط یکیه.

253
00:18:51,748 --> 00:18:52,914
‫و ما هم دو نفریم.

254
00:18:53,623 --> 00:18:56,206
‫و به خاطر همین باید تحت تاثیر قرارش بدم.

255
00:18:56,289 --> 00:18:58,039
‫آره، همین صحبت رو میگم.

256
00:19:00,081 --> 00:19:02,498
‫- چقدر دلت این موقعیت رو می خواد؟
‫بیشتر از تو.

257
00:19:03,539 --> 00:19:04,539
‫بچرخ تا بچرخیم.

258
00:19:05,748 --> 00:19:07,248
‫حیفه، می دونی؟

259
00:19:07,873 --> 00:19:10,206
‫خب، من یه جورایی ترجیح میدم...

260
00:19:10,914 --> 00:19:13,289
‫می دونی، رقیب نباشیم.

261
00:19:16,373 --> 00:19:17,664
‫کار، کاره.

262
00:19:19,331 --> 00:19:21,164
‫یکی از ما قراره کاره رو گیر بیاره.

263
00:19:21,956 --> 00:19:23,539
‫موضوع شخصی نیست.

264
00:19:24,289 --> 00:19:25,664
‫باشه. حله.

265
00:19:37,998 --> 00:19:40,873
‫کلوپ فیلم. کلوپ ژاپنی؟

266
00:19:41,998 --> 00:19:43,873
‫کلوپ حیوانات.

267
00:19:43,956 --> 00:19:45,789
‫- چقدر کلوپ دارین
‫هوم.

268
00:19:48,956 --> 00:19:50,373
‫عضو این کلوپ ها هستی؟

269
00:19:50,998 --> 00:19:51,956
‫نه.

270
00:19:53,373 --> 00:19:55,956
‫اهل کلوپ نبودم هیچوقت.

271
00:19:58,414 --> 00:20:00,081
‫می تونیم کلوپ خودمون رو داشته باشیم.

272
00:20:00,623 --> 00:20:01,831
‫کلوپ یتیم ها.

273
00:20:06,039 --> 00:20:07,456
‫هوم، کلوپ نجات یافته ها.

274
00:20:08,539 --> 00:20:09,789
‫برای خودمون نشان درست می کنم.

275
00:20:19,748 --> 00:20:21,539
‫از یاسن چی می دونی؟

276
00:20:26,873 --> 00:20:27,706
‫چیز خاصی نمی دونم.

277
00:20:30,164 --> 00:20:31,456
‫ولی اون من رو شناخت.

278
00:20:33,289 --> 00:20:35,123
‫تو اون آشیانه که بودیم، اسمم رو می دونست.

279
00:20:37,039 --> 00:20:39,789
‫و تو پوینت بلک هم من رو شناخت.

280
00:20:40,789 --> 00:20:42,414
‫چطور ممکنه؟

281
00:20:43,748 --> 00:20:44,748
‫نمی دونم.

282
00:20:46,748 --> 00:20:48,581
‫ولی از اولین باری که دیدمش،

283
00:20:49,331 --> 00:20:51,247
‫نمی تونم از فکرش در بیام.

284
00:20:54,831 --> 00:20:57,664
‫تو وجودم یه حس بدی...

285
00:20:59,456 --> 00:21:00,539
‫نسبت بهش دارم.

286
00:21:06,831 --> 00:21:07,997
‫مهمون داریم.

287
00:21:29,372 --> 00:21:31,747
‫- چجوری پیدات کردن؟
‫گوشیت همراهته؟

288
00:21:32,831 --> 00:21:34,872
‫- آره
‫اینجوری پیداش کردن.

289
00:21:34,956 --> 00:21:35,914
‫چیزی نیست.

290
00:21:36,581 --> 00:21:38,414
‫چند لحظه بدون من مشکلی براتون پیش نمیاد؟

291
00:21:39,122 --> 00:21:40,872
‫نه، خیلی هم...

292
00:21:41,789 --> 00:21:42,664
‫خوش می گذره.

293
00:21:51,372 --> 00:21:54,414
‫- اینجا چیکار می کنی؟
‫بلانت می خواد ببیندت.

294
00:21:54,497 --> 00:21:55,997
‫آها، چرا اونوقت؟

295
00:21:56,122 --> 00:21:58,289
‫مطمئنم خودش بهت میگه.

296
00:22:46,414 --> 00:22:47,331
‫این چیه؟

297
00:22:47,872 --> 00:22:50,497
‫کمربند، ژاکت، کفش، ساعت.

298
00:22:50,581 --> 00:22:53,456
‫وسایل داخل جیبت رو هم لطفاً بذار روی تسمه نقاله.

299
00:23:49,831 --> 00:23:50,706
‫از این طرف.

300
00:23:51,331 --> 00:23:52,581
‫سلام، الکس.

301
00:23:53,164 --> 00:23:55,664
‫- نمی مونی؟
‫نه. جلسه دارم.

302
00:23:55,747 --> 00:23:58,164
‫- آره. من هم همینطور
‫یه روز بریم قهوه بخوریم.

303
00:23:59,914 --> 00:24:02,247
‫باشه. خوبه.

304
00:24:02,331 --> 00:24:05,081
‫- مواظب خودت باش
‫کسی رو جز خودم ندارم.

305
00:24:14,122 --> 00:24:15,497
‫بفرما بشین.

306
00:24:26,455 --> 00:24:27,664
‫چطوری، الکس؟

307
00:24:28,247 --> 00:24:31,247
‫تو چیکار داری؟
‫من که مامور نیستم، یادته؟

308
00:24:31,330 --> 00:24:34,955
‫چون علی رغم تمام اتفاقات
‫.من هنوز نسبت بهت مسئولیت دارم،

309
00:24:35,664 --> 00:24:38,414
‫درست همونجوری که نسبت به عموم مسئولیت داشتی.

310
00:24:38,497 --> 00:24:41,039
‫اتفاقی که برای عموت افتاد تاسف بار بود.

311
00:24:41,580 --> 00:24:44,039
‫نمی خوام این بلا سر تو هم بیاد.

312
00:24:44,122 --> 00:24:45,414
‫کی کشتش؟

313
00:24:47,872 --> 00:24:49,664
‫کار یاسن گرگورویچ بود؟

314
00:24:53,122 --> 00:24:56,247
‫درباره یاسن برام بگو.

315
00:24:58,705 --> 00:25:00,372
‫چیز خاصی واسه گفتن نیست.

316
00:25:01,664 --> 00:25:04,330
‫گفتی واسه یه سازمان بین المللی کار می کنه.

317
00:25:04,414 --> 00:25:05,247
‫واسه کدومش؟

318
00:25:05,830 --> 00:25:06,664
‫واسه کاگ ب؟

319
00:25:08,872 --> 00:25:11,080
‫مایکروسافت؟ آمازون؟

320
00:25:13,330 --> 00:25:15,122
‫اسم خودشون رو گذاشتن اسکورپیا.

321
00:25:15,205 --> 00:25:19,414
‫هنوز دقیق نمی دونیم چه نقشی توی عملیات فعلی دارن،

322
00:25:19,497 --> 00:25:24,289
‫ولی می دونیم که گرگورویچ تو این کشور فعاله.

323
00:25:25,289 --> 00:25:26,747
‫همونطور که خودت بهمون گفتی.

324
00:25:26,830 --> 00:25:30,247
‫و بابتش یه عذر خواهی بهت بدهکارم.

325
00:25:30,330 --> 00:25:31,622
‫عذر خواهی؟

326
00:25:33,122 --> 00:25:34,997
‫و در عوضش چی می خوای؟

327
00:25:35,080 --> 00:25:37,747
‫می خوام پات رو از این قضیه بکشی بیرون.

328
00:25:38,372 --> 00:25:42,039
‫می خوام برگردی مدرسه
‫.می خوام ما رو فراموش کنی.

329
00:25:42,122 --> 00:25:44,497
‫و اجازه بدی خودمون مراقب دیمین کری باشیم.

330
00:25:45,830 --> 00:25:47,372
‫مراقبش باشید؟

331
00:25:49,664 --> 00:25:50,872
‫ازش محافظت کنیم.

332
00:25:51,455 --> 00:25:52,414
‫محافظت کنید؟

333
00:25:53,705 --> 00:25:57,330
‫دیمین کری بود که دستور قتل اسموکینگ میرور
‫رو داد.

334
00:25:57,414 --> 00:26:00,705
‫دیمین کری سعی کرد اد پلزنس رو بکشه
‫.باید از یکی دیگه محافظت کنید.

335
00:26:00,789 --> 00:26:03,330
‫خودمون در مقابل دیمین کری نیاز به محافظت داریم.

336
00:26:03,414 --> 00:26:08,497
‫الکس، هدف اسکورپیا رئیس جمهور ایالات متحده ست.

337
00:26:10,872 --> 00:26:15,539
‫پس چون دیمین کری بهشون دستور داده
‫دارن این کار رو می کنن.

338
00:26:15,622 --> 00:26:16,830
‫با عقل جور در نمیاد.

339
00:26:18,080 --> 00:26:20,164
‫کری و رئیس جمهور با هم دوستن.

340
00:26:20,247 --> 00:26:22,414
‫به خاطر کمک هاش به کارزار انتخاباتی بود
‫که ریاست جمهور رای آورد.

341
00:26:22,497 --> 00:26:24,289
‫با هم دارن مقابل مواد مخدر می جنگن.

342
00:26:24,372 --> 00:26:27,330
‫- چرا می خواد بهش آسیب بزنه؟
‫دقیق نمی دونم چرا.

343
00:26:27,414 --> 00:26:28,872
‫ولی قضیه پیچیده تر از این هاست.

344
00:26:29,414 --> 00:26:31,539
‫یه ربطی به بازیش داره.

345
00:26:35,664 --> 00:26:38,330
‫- مدرکت کو؟
‫داشتم روش کار می کردم.

346
00:26:38,830 --> 00:26:41,289
‫متاسفم، ولی اشتباه می کنی.

347
00:26:42,289 --> 00:26:45,622
‫تو درگیر اطلاعات جزئی یه موضوع خیلی بزرگ تر شدی.

348
00:26:45,705 --> 00:26:49,997
‫و با اینکه ممنونتم که داری سعی می کنی
‫بهمون کمک کنی،

349
00:26:50,955 --> 00:26:53,372
‫در اصل داری زندگی دیگران رو به خطر می اندازی.

350
00:26:55,039 --> 00:26:56,039
‫اینطور نیست.

351
00:26:57,955 --> 00:27:01,914
‫تو فضای هکرها پنج نفر کشته شدن.

352
00:27:02,955 --> 00:27:04,580
‫اسموکینگ میرور.

353
00:27:04,664 --> 00:27:07,955
‫می دونم که گرگورویچ کشتش
‫.ولی تو باعث شدی بیاد تو دید.

354
00:27:09,247 --> 00:27:10,872
‫متاسفم، الکس،

355
00:27:11,455 --> 00:27:13,664
‫ولی خون یکی گردنته.

356
00:27:14,914 --> 00:27:19,122
‫تنها کسی که داره این عملیات رو به خطر می اندازه خودتی.

357
00:27:19,914 --> 00:27:22,372
‫درباره کری اشتباه می کنی.

358
00:27:30,372 --> 00:27:32,289
‫حواسم بهت هست، الکس.

359
00:27:32,872 --> 00:27:36,080
‫پات رو از گلیمت درازتر کنی، می فهمم.

360
00:27:38,705 --> 00:27:40,789
‫من رو تبدیل به دشمنت نکن.

361
00:27:41,580 --> 00:27:42,622
‫دیگه دیره.

362
00:28:04,330 --> 00:28:05,705
‫یه تماس داشتم.

363
00:28:07,330 --> 00:28:10,872
‫نایب رئیس سیا می خواد من رو ببینه.

364
00:28:11,455 --> 00:28:12,413
‫چرا؟

365
00:28:12,497 --> 00:28:15,455
‫فکر می کنن ممکنه جونم در خطر باشه.

366
00:28:20,580 --> 00:28:23,330
‫اگه شوخی سرت می شد
‫ممکن بود فکر کنی حرفم خنده داره.

367
00:28:23,413 --> 00:28:24,247
‫نه.

368
00:28:25,163 --> 00:28:26,497
‫فکر نکنم.

369
00:28:29,330 --> 00:28:30,538
‫چی شده؟

370
00:28:32,830 --> 00:28:35,288
‫یادته ازم خواستی حواسم به اون روزنامه نگاره باشه؟

371
00:28:35,372 --> 00:28:36,372
‫اد پلزنس.

372
00:28:36,455 --> 00:28:38,747
‫- نگو به هوش اومده
‫نه.

373
00:28:40,038 --> 00:28:42,622
‫ولی تازه فهمیدم از کجا اطلاعاتش رو گیر می آورده.

374
00:28:43,247 --> 00:28:47,663
‫و فکر کنم کار همونی بوده که به کی هفتِ قلابیمون
‫.رمز عبور امنیتیش رو داده،

375
00:29:15,913 --> 00:29:17,872
‫پس تو با الکس می رفتی اون مدرسه عجیبه.

376
00:29:17,955 --> 00:29:18,788
‫آره.

377
00:29:19,580 --> 00:29:23,038
‫- از تو هم همسانه ساختن؟
‫آره.

378
00:29:27,497 --> 00:29:28,413
‫از جفتتون.

379
00:29:29,705 --> 00:29:30,788
‫عجیبه.

380
00:29:30,872 --> 00:29:31,747
‫آره.

381
00:29:34,247 --> 00:29:35,122
‫خیلی عجیبه.

382
00:29:41,788 --> 00:29:43,497
‫من از پنج سالگی بهترین دوستش بودم.

383
00:29:45,747 --> 00:29:47,372
‫از دبستان سینت جود.

384
00:29:47,455 --> 00:29:49,705
‫یه گوشه تنها وایساده بود،

385
00:29:49,788 --> 00:29:52,830
‫دوتا گنده بک با عصبانیت دویدن سمتش.

386
00:29:52,913 --> 00:29:54,830
‫و تو رفتی و کتکشون زدی.

387
00:29:56,247 --> 00:29:58,788
‫نه. به من نیاز نداشت، فقط...

388
00:29:59,580 --> 00:30:01,622
‫مثل همیشه جلوشون وایساد.

389
00:30:01,705 --> 00:30:02,580
‫بی نظیر بود.

390
00:30:04,205 --> 00:30:07,038
‫بعدش رفتم جلو و با هم به قضیه خندیدیم.

391
00:30:07,122 --> 00:30:08,038
‫همین.

392
00:30:09,122 --> 00:30:10,163
‫دوست جون جونی شدیم.

393
00:30:21,455 --> 00:30:22,497
‫خب، اه...

394
00:30:23,330 --> 00:30:26,330
‫- تو هنوز سابینا رو ندیدی، درسته؟
‫نه.

395
00:30:26,913 --> 00:30:29,205
‫- کیه؟
‫الکس خیلی ازش خوشش میاد.

396
00:30:29,913 --> 00:30:32,705
‫می دونی، خیلی باهوشه،

397
00:30:32,788 --> 00:30:34,413
‫و حسابی هم ورزشکاره.

398
00:30:35,122 --> 00:30:37,455
‫راستش اونم دختر خیلی خوبیه.

399
00:30:38,497 --> 00:30:40,038
‫موج سوار خوبی هم هست راستش.

400
00:30:44,872 --> 00:30:46,997
‫حتماً توی تعطیلاتِ کورنوال آشنا شدن.

401
00:30:48,122 --> 00:30:48,955
‫آره.

402
00:30:49,038 --> 00:30:50,997
‫پدرش روزنامه نگاره.

403
00:30:55,830 --> 00:30:57,538
‫- باشه. فهمیدم
‫چی؟

404
00:30:58,247 --> 00:30:59,080
‫فهمیدم.

405
00:30:59,913 --> 00:31:03,997
‫تو دوستشی. سابینا هم دوستشه
‫.تموم جا خالی ها پر شدن.

406
00:31:09,455 --> 00:31:10,413
‫چیه؟

407
00:31:11,955 --> 00:31:13,080
‫اسکن کامل شد.

408
00:31:13,663 --> 00:31:14,580
‫بریم.

409
00:31:24,955 --> 00:31:25,996
‫حمله؟

410
00:31:26,830 --> 00:31:29,413
‫مدارکی که داریم هنوز قطعی نیست.

411
00:31:29,955 --> 00:31:32,496
‫ولی دلایلی داریم که نگران امنیت شما باشیم.

412
00:31:32,580 --> 00:31:33,996
‫امنیت من هیچ مشکلی نداره.

413
00:31:34,080 --> 00:31:36,413
‫آقای پالمر کارش رو خوب بلده.

414
00:31:36,496 --> 00:31:37,580
‫مطمئنم همینطوره.

415
00:31:40,538 --> 00:31:43,080
‫ازم نمی خواید مراسم شام رو کنسل کنم که، درسته؟

416
00:31:43,830 --> 00:31:46,455
‫رئیس جمهور فقط یک روز لندن می مونه.

417
00:31:46,538 --> 00:31:48,371
‫این تنها فرصتیه که می تونم نظرش رو

418
00:31:48,455 --> 00:31:51,371
‫به چیزی که احتمالاً بزرگ ترین
‫بحران انسان دوستانه دنیاست

419
00:31:51,455 --> 00:31:52,580
‫جلب کنم.

420
00:31:52,663 --> 00:31:54,580
‫- یعنی مواد مخدر
‫بله.

421
00:31:55,330 --> 00:31:56,330
‫و برای اولین بار،

422
00:31:56,413 --> 00:31:59,455
‫دارم رهبر دنیای آزاد

423
00:31:59,538 --> 00:32:02,121
‫و پول بیشتر و قدرت تصمیم گیری

424
00:32:02,205 --> 00:32:03,830
‫رو کنار هم جمع می کنم.

425
00:32:03,913 --> 00:32:07,663
‫به خاطر همین مراسم شامتون همچین هدف جذابیه.

426
00:32:07,746 --> 00:32:10,371
‫هدف کی، خانم بایرن؟

427
00:32:11,663 --> 00:32:13,996
‫منظورتون کارتل های مواد مخدره؟

428
00:32:14,080 --> 00:32:15,496
‫هنوز داریم درباره ش تحقیق می کنیم.

429
00:32:18,413 --> 00:32:21,663
‫آقای کری، میشه تاخیر انداختن مراسم رو مد نظر قرار بدید؟

430
00:32:21,746 --> 00:32:25,038
‫که مراسم شام خیریه تون رو یکی دو ماه دیگه برگزار کنین؟

431
00:32:29,163 --> 00:32:31,163
‫برادر من توی این خونه مرد.

432
00:32:33,538 --> 00:32:35,080
‫من نه ساله بودم.

433
00:32:37,913 --> 00:32:39,913
‫داشتم دنبالش می گشتم.

434
00:32:40,830 --> 00:32:43,955
‫نمی دونستم داره مواد مصرف می کنه.

435
00:32:47,371 --> 00:32:49,205
‫هفده سالش بود.

436
00:32:51,163 --> 00:32:52,830
‫و تمام دنیای من بود.

437
00:32:56,455 --> 00:32:59,621
‫این شام خیریه با یاد اون برگزار میشه.

438
00:33:01,621 --> 00:33:05,455
‫و دارم بهتون هشدار میدم
‫،که حتی یک ساعت هم برنامه رو جابجا نمی کنم،

439
00:33:05,538 --> 00:33:07,663
‫حتی یه ثانیه.

440
00:33:11,413 --> 00:33:12,955
‫واضح بود؟

441
00:33:15,163 --> 00:33:17,746
‫درخت داده های اصلی، مسیرهای فرعی...

442
00:33:19,538 --> 00:33:21,080
‫چرا همه شون تو در تو هستن؟

443
00:33:22,205 --> 00:33:24,455
‫- خوب نیست
‫چی خوب نیست؟

444
00:33:25,288 --> 00:33:30,246
‫- تو رو خدا بگید یه چیز گیر آوردید
‫نمی تونم به برنامه نویسی اصلی دسترسی پیدا کنم.

445
00:33:30,330 --> 00:33:31,788
‫یه عالمه کد...

446
00:33:32,580 --> 00:33:35,830
‫انگار قفل شدن
‫.ویرایش شدن.

447
00:33:35,913 --> 00:33:38,621
‫- چجور کدی؟
‫نمی دونم چون نمی تونم بهش دسترسی داشته باشم.

448
00:33:39,080 --> 00:33:40,871
‫ولی چیز عجیبیه.

449
00:33:41,580 --> 00:33:44,121
‫فکر کنم حق با تو بود
‫.فکر کنم این فقط یه بازی ساده نیست.

450
00:33:44,205 --> 00:33:46,788
‫گمونم باید یه کار کاملاً متفاوت انجام بده.

451
00:33:47,913 --> 00:33:50,205
‫یه چیز شبکه  محور.

452
00:33:50,288 --> 00:33:53,121
‫- ولی اطلاعاتش اون داخله؟
‫آره. مشکل دسترسی بهشه.

453
00:33:53,205 --> 00:33:55,288
‫قدرت پردازشمون بالا نیست.

454
00:33:55,371 --> 00:33:57,580
‫انگار یه کامپیوتر بزرگ تر لازم داریم.

455
00:33:57,663 --> 00:33:59,246
‫نه. متوجه نیستی.

456
00:33:59,330 --> 00:34:01,246
‫موضوع یه چیزی فراتر از یه رمز ساده ست.

457
00:34:01,330 --> 00:34:03,955
‫حتی اگه بزرگ ترین کامپیوتر دنیا هم باشه

458
00:34:04,038 --> 00:34:05,746
‫جستجوی جامعش حسابی طول می کشه.

459
00:34:05,830 --> 00:34:07,621
‫- چقدر؟
‫شاید...

460
00:34:08,246 --> 00:34:11,830
‫شش تریلیون برابر بیشتر از عمر دنیا.

461
00:34:11,913 --> 00:34:12,871
‫شرمنده.

462
00:34:12,955 --> 00:34:16,330
‫تنها راه باز کردن قفلش اینه که بریم
‫سراغ سرور اصلیش،

463
00:34:16,413 --> 00:34:18,121
‫که توی مرکز کری استار توی آمستردامه.

464
00:34:18,205 --> 00:34:20,163
‫- نمی تونیم
‫چرا؟

465
00:34:20,246 --> 00:34:22,121
‫انگار مدرسه قراره یه مدت تعطیل باشه.

466
00:34:22,205 --> 00:34:24,538
‫به خاطر اون نیست. بلانت رو دیدم.

467
00:34:25,830 --> 00:34:27,330
‫نمی  خواد درگیر قضیه بشم.

468
00:34:28,163 --> 00:34:31,330
‫- منظورش رو روشن رسوند
‫چرا؟

469
00:34:31,413 --> 00:34:32,496
‫نمی دونم.

470
00:34:33,580 --> 00:34:38,538
‫- ولی حواسش بهم هست
‫یعنی می خوای به این راحتی بی خیال بشی؟

471
00:34:38,621 --> 00:34:42,621
‫چاره ای ندارم
‫.یه کلمه از حرف هام رو هم باور نکردن.

472
00:34:42,705 --> 00:34:43,746
‫- فکر می کنن
‫خوبه.

473
00:34:43,829 --> 00:34:44,913
‫... کری هدفه.

474
00:34:44,996 --> 00:34:47,121
‫- حواستون بهش باشه
‫دارن باهاش همکاری می کنن.

475
00:34:47,204 --> 00:34:49,746
‫- خب چیکار کنیم؟ همین؟
‫انگار متوجه منظورم شده.

476
00:34:49,829 --> 00:34:51,079
‫اگه خبری شد بهم بگید.

477
00:34:51,163 --> 00:34:52,788
‫شاید حق با بلانته.

478
00:34:52,871 --> 00:34:56,121
‫الکس فکر می کنه باید به کری به چشم
‫یه عامل ساده نگاه کنیم.

479
00:34:56,704 --> 00:34:57,663
‫نه به چشم هدف.

480
00:34:58,163 --> 00:35:00,079
‫اگه از بازی مدرک گیر بیاریم...

481
00:35:00,163 --> 00:35:01,329
‫خب؟

482
00:35:01,413 --> 00:35:04,954
‫فکر نمی کنی ممکنه حق با اون باشه؟
‫قبلاً هم درست گفته.

483
00:35:05,038 --> 00:35:07,996
‫نمی دونم. دیگه کاری به این قضیه ندارم.

484
00:35:09,121 --> 00:35:11,204
‫شاید درباره کری اشتباه می کنم.

485
00:35:12,038 --> 00:35:13,371
‫میرم خونه.

486
00:35:13,454 --> 00:35:16,079
‫مدرسه شروع شد می بینمتون، خب؟

487
00:35:28,704 --> 00:35:30,704
‫هواپیما تو حالت آماده باشه، چارلی؟

488
00:35:30,788 --> 00:35:32,163
‫دو روز تا انتشار بازی مونده.

489
00:35:32,246 --> 00:35:34,371
‫می خوام شخصاً روی مراحل نهاییش نظارت کنم.

490
00:35:34,454 --> 00:35:36,538
‫آره، برنامه ت رو واسه فردا خالی کردم

491
00:35:36,621 --> 00:35:38,954
‫و گروه برنامه نویسی تو آمستردام منتظرته.

492
00:35:39,621 --> 00:35:40,913
‫می خوام همراهم بیای.

493
00:35:41,871 --> 00:35:42,871
‫ولی باید حواسم به مطبوعات باشه.

494
00:35:43,829 --> 00:35:46,704
‫و مناسبات امنیتی جدید
‫...تماس با سفارت،

495
00:35:46,788 --> 00:35:49,913
‫شان موضوع امنیت رو زیر نظر می گیره
‫.کار اونه.

496
00:35:51,746 --> 00:35:53,163
‫تو همراه ما میای.

497
00:35:53,913 --> 00:35:55,163
‫فکر کردم می خوای اینجا باشم.

498
00:35:55,246 --> 00:35:58,121
‫در حال حاضر می خوام کنارم باشی.

499
00:36:00,829 --> 00:36:03,079
‫می خوام نزدیک خودم نگهت دارم، چارلی.

500
00:36:16,913 --> 00:36:19,954
‫اینجا. الکس گفت بیخیال میشه.

501
00:36:20,038 --> 00:36:23,829
‫گفت چاره ای نداره و ماجرا دیگه تمومه.

502
00:36:25,454 --> 00:36:27,996
‫- این حرف ها به الکس نمیاد
‫دقیقاً.

503
00:36:28,871 --> 00:36:31,954
‫وقتی داشت صحبت می کرد
‫.یه صدایی شنیدم،

504
00:36:33,913 --> 00:36:36,121
‫شبیه صدای جیغ بود.

505
00:36:36,204 --> 00:36:37,413
‫جیغ؟

506
00:36:40,913 --> 00:36:45,871
‫- نمی دونم. ولی حواسش بهم هست
‫یعنی می خوای به این راحتی بی خیال بشی؟

507
00:36:45,954 --> 00:36:47,496
‫چاره ای ندارم.

508
00:36:47,579 --> 00:36:50,663
‫یه کلمه از حرف هام رو هم باور نکردن.

509
00:36:50,746 --> 00:36:53,746
‫فکر می کنن کری هدفه
‫.دارن باهاش همکاری می کنن.

510
00:36:53,829 --> 00:36:54,829
‫دارن به حرف هامون گوش میدن.

511
00:36:56,746 --> 00:36:57,746
‫دارن به حرف هامون گوش میدن.

512
00:37:01,579 --> 00:37:03,454
‫این کار الکسه.

513
00:37:04,329 --> 00:37:06,704
‫خب چیکار کنیم؟ همین؟

514
00:37:06,788 --> 00:37:08,204
‫شاید حق با بلانته.

515
00:37:08,288 --> 00:37:10,996
‫هیچکدوم از این ها به من ربطی ندارن
‫.هیچکدومشون.

516
00:37:11,079 --> 00:37:14,288
‫اگه از بازی یه مدرک گیر بیاریم،

517
00:37:14,871 --> 00:37:17,288
‫شاید یه کاری می شد کرد، ولی...

518
00:37:17,371 --> 00:37:19,454
‫نمی دونم. من دیگه کاری به کارشون ندارم.

519
00:37:19,538 --> 00:37:21,579
‫شاید درباره کری اشتباه می کنم.

520
00:37:23,079 --> 00:37:24,079
‫دیگه میرم خونه.

521
00:37:24,538 --> 00:37:26,704
‫مدرسه که شروع شد می بینمتون، خب؟

522
00:37:29,454 --> 00:37:30,746
‫حتماً.

523
00:37:33,871 --> 00:37:35,913
‫جولیت کیه؟

524
00:37:39,913 --> 00:37:42,913
‫دارن به حرف هامون گوش میدن. بعداً همدیگه رو می بینیم
‫.پاسپورت. پول نقد. به جولیت زنگ بزنید. داریم میریم آمستردام.

525
00:38:49,954 --> 00:38:54,579
‫الکس، پیغامت رو گرفتم
‫میشه صداش رو کم کنی؟.

526
00:39:02,621 --> 00:39:04,829
‫من یه چند روزی میرم.

527
00:39:04,912 --> 00:39:07,246
‫کایرا قراره برق مدرسه رو قطع نگه داره.

528
00:39:07,329 --> 00:39:10,204
‫همینجوری خاموش نگه می داره
‫که هیچکس نفهمه نیستم.

529
00:39:10,287 --> 00:39:11,537
‫کجا میری؟

530
00:39:12,121 --> 00:39:13,579
‫نمی خوام بهت بگم.

531
00:39:14,162 --> 00:39:17,246
‫اگه بگم، پای تو هم به ماجرا باز میشه.

532
00:39:19,704 --> 00:39:21,412
‫فقط نمی خواستم همینجوری غیبم بزنه.

533
00:39:22,246 --> 00:39:23,954
‫به دیمین کری مربوطه، نه؟

534
00:39:24,704 --> 00:39:26,746
‫سازمان هنوز حرفم رو باور نمی کنه.

535
00:39:27,454 --> 00:39:30,996
‫ولی اد، یاسن، اسموکینگ میرور، کری...

536
00:39:31,746 --> 00:39:33,121
‫همه شون به هم ربط دارن.

537
00:39:34,829 --> 00:39:38,746
‫مهم نیست بلانت چی میگه
‫.نمی تونم دست رو دست بذارم که اتفاق بیفته،

538
00:39:45,329 --> 00:39:46,454
‫مواظب باش.

539
00:39:55,996 --> 00:39:57,787
‫- هدف در حال حرکته
‫کجا داره میره؟

540
00:39:57,871 --> 00:39:59,329
‫سمت شرق.

541
00:40:07,746 --> 00:40:09,746
‫تو یوستون رود متوقف شده.

542
00:40:34,329 --> 00:40:36,121
‫- قربان
‫چه خبره؟

543
00:40:36,829 --> 00:40:38,246
‫من نمی فهمم.

544
00:40:59,121 --> 00:41:00,537
‫به یورو استار خوش اومدید.

545
00:41:00,621 --> 00:41:05,829
‫سرویس 1813 به مقصد آمستردام
‫از سکوی یازدهم حرکت خواهد کرد.

546
00:41:05,853 --> 00:41:12,853
::. www.FardisFilm.com .::

