﻿1
00:00:00,041 --> 00:00:01,916
‫اولین بار تو مدرسه دیدمش.

2
00:00:01,999 --> 00:00:04,499
‫و الان هم توی متروئه
‫...هم توی سوپرمارکته،

3
00:00:04,583 --> 00:00:05,416
‫داره تعقیبم می کنه.

4
00:00:05,499 --> 00:00:06,874
‫-.نه واقعاً
‫نه، نه واقعاً.

5
00:00:06,958 --> 00:00:08,666
‫وای نه!

6
00:00:08,749 --> 00:00:10,333
‫می خواستم یکی رو گیر بندازم
‫تو ندیدیش؟.

7
00:00:10,416 --> 00:00:11,499
‫نه، کسی رو ندیدم.

8
00:00:11,583 --> 00:00:13,374
‫- خب قراره تا کی زمان ببره؟
‫به زودی تموم میشه.

9
00:00:13,458 --> 00:00:15,458
‫-.در ضمن من سابینا هستم
‫منم الکس هستم.

10
00:00:15,541 --> 00:00:17,124
‫خب حالا کتاب بابات درباره چیه؟

11
00:00:17,208 --> 00:00:18,041
‫دیمین کری.

12
00:00:18,124 --> 00:00:19,916
‫همون سازنده فذرد سرپنت؟

13
00:00:23,708 --> 00:00:24,708
‫بابا.

14
00:00:25,916 --> 00:00:30,208
‫الکس، دیگه درباره بمب و آدمای زخمی داستان نباف
‫.فقط راستش رو بگو.

15
00:00:30,291 --> 00:00:32,416
‫اسمش یاسن گرگورویچه.

16
00:00:32,458 --> 00:00:33,666
‫باید پیداش کنید.

17
00:00:33,749 --> 00:00:35,958
‫تا وقتی اینجا باشه
‫.هیچکدوم در امان نیستیم،

18
00:00:36,041 --> 00:00:37,166
‫به این شماره زنگ بزن.

19
00:00:37,291 --> 00:00:39,208
‫شماره ای که با آن تماس گرفتید
‫.در شبکه موجود نمی باشد،

20
00:00:39,291 --> 00:00:40,624
‫هی، خانم جونز.

21
00:00:46,249 --> 00:00:47,333
‫- اون چیه؟
‫هیچی.

22
00:00:52,583 --> 00:00:57,583
‫پنتاگون، آرلینتگون، ویرجینیا

23
00:00:58,874 --> 00:01:01,083
‫چیزی که من می خوام
‫،و می خوام واضح و صریح بگم،

24
00:01:01,166 --> 00:01:03,458
‫اینه که واسه فرصت بعدی ماموریت ماهواره تغییر کنه
‫(شش ماه قبل).

25
00:01:08,291 --> 00:01:11,916
‫هی. می تونی به آژانس حفاظت نیروی پنتاگون وصلم کنی؟

26
00:01:12,958 --> 00:01:16,124
‫آره. توی کانال ارتباطات اصلی
‫به یه سری خطای زمانبندی بر خوردم

27
00:01:16,166 --> 00:01:19,083
‫که دارن انتقالمون رو کند می کنن.

28
00:01:19,166 --> 00:01:20,541
‫دارم سعی می کنم تحلیلش کنم.

29
00:01:24,291 --> 00:01:25,291
‫گوشی.

30
00:01:27,791 --> 00:01:29,124
‫اینجا یه مشکل پیش اومده.

31
00:01:30,583 --> 00:01:32,583
‫- چی؟
‫امکان نداره.

32
00:01:33,708 --> 00:01:35,041
‫امکان نداره.

33
00:01:37,958 --> 00:01:40,124
‫- چیه؟
‫سیستم پشتیبان اومد تو مدار.

34
00:01:40,208 --> 00:01:43,499
‫- یعنی چی؟ قطعی برقه؟
‫نه، عمدی بود.

35
00:01:43,583 --> 00:01:45,666
‫به نظر میاد خارجیه.

36
00:01:46,374 --> 00:01:48,499
‫همچین چیزی امکان نداره
‫.ما اینجا تنهاییم.

37
00:01:48,583 --> 00:01:49,791
‫یه فعالیت مشکوک اینجا دارم.

38
00:01:49,874 --> 00:01:52,583
‫- کدوم سیستم؟
‫استرات کام.

39
00:01:52,666 --> 00:01:54,458
‫فرمان پرتاب بمب اتمی.

40
00:01:54,541 --> 00:01:55,666
‫ارتباط ماهواره رو قطع کنید.

41
00:01:55,708 --> 00:01:56,749
‫همین الان!

42
00:01:56,833 --> 00:01:59,041
‫دستورش دیگه روی ماهواره نیست
‫.رفته روی پیوند فیبری.

43
00:01:59,083 --> 00:02:03,249
‫داریم کنترل سیستم رو از دست میدیم
‫.بیست ثانیه زمان داریم.

44
00:02:03,333 --> 00:02:04,624
‫هک شدیم!

45
00:02:04,708 --> 00:02:05,666
‫ارتباطمون رو قطع کنید!

46
00:02:06,916 --> 00:02:09,999
‫-.پونزده ثانیه، قربان
‫این پایانه جواب نمیده.

47
00:02:10,083 --> 00:02:11,874
‫-.من از سیستم افتادم بیرون
‫اینجا هم خبری نیست.

48
00:02:11,958 --> 00:02:15,374
‫-.کنترل رو از دست دادم
‫سیستم توقف رو امتحان کردید؟

49
00:02:15,458 --> 00:02:17,083
‫ده ثانیه!

50
00:02:18,333 --> 00:02:22,041
‫برکسام هستم
‫.کد ماموریت دلتا-چهار-نه-صفر-براوو-دلتا.

51
00:02:22,124 --> 00:02:26,249
‫درخواست توقف کامل فعالیت اتاق عملیات
‫و تمام مدخل ها رو دارم، الساعه!

52
00:02:28,458 --> 00:02:30,166
‫پنج ثانیه!

53
00:02:38,291 --> 00:02:40,916
‫لعنتی.

54
00:02:41,833 --> 00:02:43,541
‫چقدر به پرتاب مونده بود؟

55
00:02:43,624 --> 00:02:45,749
‫خانم بایرن، ممنون بابت توجهی که دارید،

56
00:02:45,833 --> 00:02:49,916
‫و می دونم که هر قائم مقامی
‫باید خودش رو پر مشغله نشون بده،

57
00:02:49,999 --> 00:02:52,291
‫ولی یه حمله سایبری بود.

58
00:02:52,374 --> 00:02:54,041
‫جلوش رو گرفتیم.

59
00:02:54,124 --> 00:02:55,999
‫الان همه چی تحت کنترله.

60
00:02:56,083 --> 00:02:59,208
‫نیازی به کمک سازمان سیا نداریم.

61
00:02:59,291 --> 00:03:02,166
‫به نظرم به نفع جفتمونه که بذاریم
‫من این تصمیم رو بگیرم، جناب سرهنگ.

62
00:03:02,249 --> 00:03:03,124
‫چقدر مونده بود؟

63
00:03:04,083 --> 00:03:06,208
‫پنج ثانیه دیگه طول میکشید،

64
00:03:06,291 --> 00:03:10,499
‫کنترل کدهای پرتاب بمب اتمی رو از دست می دادیم.

65
00:03:13,916 --> 00:03:15,499
‫شاید تازه این پست رو گرفته باشم، سرهنگ،

66
00:03:15,583 --> 00:03:17,791
‫ولی دلیل اینکه این پست رو بهم دادن
‫اینه که سریع اوضاع رو درک می کنم،

67
00:03:17,874 --> 00:03:20,249
‫پس بذارید وقتتون رو الکی هدر ندم.

68
00:03:21,041 --> 00:03:24,249
‫شما بدجوری به کمک ما نیاز دارید.

69
00:03:24,333 --> 00:03:26,708
‫- می دونیم حمله از طرف کی بوده؟
‫هنوز نه.

70
00:03:26,791 --> 00:03:28,874
‫ولی فکر می کنیم  یکی از نقاط

71
00:03:28,957 --> 00:03:31,999
‫-.ریشه هک رو ردیابی کردیم
‫مسکو یا پکن؟

72
00:03:33,291 --> 00:03:34,791
‫لندن.

73
00:03:55,957 --> 00:04:06,457
وبسایت فردیس فیلم تقدیم میکند

74
00:04:20,957 --> 00:04:23,957
‫سفارت آمریکا، لندن

75
00:04:25,957 --> 00:04:27,957
‫زمان حال

76
00:04:30,999 --> 00:04:32,499
‫آلن.

77
00:04:32,582 --> 00:04:35,749
‫-.جو. خیلی از دیدنت خوشحالم
‫خانم جونز.

78
00:04:36,749 --> 00:04:39,874
‫- این افتخار رو مدیون چی هستیم؟
‫یکی سعی کرده پنتاگون رو هک کنه.

79
00:04:41,291 --> 00:04:43,249
‫چرا تشریف نمیارید داخل؟

80
00:04:46,124 --> 00:04:48,624
‫چیزی که شاهدش هستید
‫اتاق عملیات مرکز فرماندهی نظامی کشور توی پنتاگونه.

81
00:04:48,749 --> 00:04:51,541
‫-.اینجا یه مشکل پیش اومده. امکان نداره
‫این قضیه واسه شش ماه پیشه.

82
00:04:51,624 --> 00:04:54,749
‫و سیستم شناسایی انیشتین
‫این رو به عنوان حمله سایبری ثبت نکرده؟

83
00:04:54,832 --> 00:04:57,041
‫خم به ابرو نیاورد
‫.کارش خیلی خوب بود.

84
00:04:57,124 --> 00:04:59,957
‫- و هدف چی بود؟
‫فرمان استراتژیک.

85
00:05:00,041 --> 00:05:01,582
‫کدهای اتمی؟

86
00:05:02,166 --> 00:05:05,874
‫فرمانده عملیات فهمید داره چی میشه
‫و ارتباط رو قطع کرد، ولی خیلی نزدیک بود.

87
00:05:06,457 --> 00:05:07,457
‫چقدر؟

88
00:05:09,041 --> 00:05:11,832
‫پنج ثانیه دیگه ادامه پیدا می کرد، موفق می شدن.

89
00:05:13,957 --> 00:05:18,416
‫ما به سرعت متوجه شدیم که مبدا حمله
‫اینجا توی لندن بوده.

90
00:05:23,457 --> 00:05:27,916
‫متخصصین داده های جرم شناسیمون
‫گزارشات حمله رو بررسی کردن.

91
00:05:28,041 --> 00:05:29,707
‫به باور ما کار یه هکر خاصه.

92
00:05:29,791 --> 00:05:34,291
‫هیچ اطلاعاتی نداریم که
‫نشون دهنده اطلاعات حقیقی این فرد باشه،

93
00:05:34,374 --> 00:05:37,457
‫ولی چند سال پیش توی یه سری انجمن
‫دارک وب فعالیت داشته.

94
00:05:37,541 --> 00:05:40,374
‫یه سری از فعالیت های اولیه ش
‫شامل نمونه هایی از این کدها هستن،

95
00:05:40,457 --> 00:05:43,332
‫که باهاشون تونستیم از سبک برنامه نویسیش
‫سر در بیاریم.

96
00:05:43,416 --> 00:05:47,124
‫و یه سری نشونه هم توی کدهای مربوط
‫به حمله پنتاگون هستن که حمله رو به اون ربط میدن.

97
00:05:47,207 --> 00:05:50,082
‫و شش ماه طول کشید به ذهنتون برسه
‫که با ما تماس بگیرید؟

98
00:05:50,874 --> 00:05:54,541
‫تا همین الان هیچ ردی ازش نبود.

99
00:05:54,624 --> 00:05:58,291
‫اخیراً یه چند لحظه پیداش شده
‫تا به یه سری پرونده قدیمی دسترسی پیدا کنه.

100
00:05:58,374 --> 00:06:00,749
‫به نظر ما هنوز اینجاست
‫.باید پیداش کنیم.

101
00:06:01,874 --> 00:06:03,082
‫و اینجا هم شهر شماست.

102
00:06:03,166 --> 00:06:05,957
‫مدرکی چیزی دارید که بتونیم ازش استفاده کنیم؟

103
00:06:06,541 --> 00:06:10,874
‫اسم خودش رو گذاشته آیینه دودی.

104
00:06:15,207 --> 00:06:17,124
‫- میشه یکی از این روزنامه ها رو بردارم؟
‫حتماً.

105
00:06:18,416 --> 00:06:19,707
‫میشه شش پوند، رفیق.

106
00:06:20,832 --> 00:06:23,291
‫-.دمت گرم، رفیق
‫نه، نه، نه، نه.

107
00:06:25,416 --> 00:06:26,249
‫هی.

108
00:06:26,332 --> 00:06:28,124
‫نمی خوای پولش رو بدی؟

109
00:06:43,666 --> 00:06:47,874
‫خب اسمت چیه؟
‫نمی تونم آیینه دودی صدات کنم که.

110
00:06:49,707 --> 00:06:51,791
‫واسه کی کار می کنی؟
‫(سه ماه پیش)

111
00:06:51,874 --> 00:06:54,832
‫واسه کسی کار نمی کنم
‫.بهت که گفتم، روزنامه نگارم.

112
00:06:55,666 --> 00:06:57,040
‫آوازه ت به گوشم خورده.

113
00:06:57,624 --> 00:06:59,499
‫می دونم کی هستی.

114
00:06:59,582 --> 00:07:04,165
‫و اینم می دونم که استخدام شدی یه کاری انجام بدی
‫.یه کار خیلی بزرگ،

115
00:07:04,249 --> 00:07:05,415
‫ولی نکته عجیبش اینه که،

116
00:07:05,499 --> 00:07:09,499
‫توی دارک وب شایعه شده
‫که پنتاگون هک شده.

117
00:07:10,082 --> 00:07:13,040
‫انجام همچین کاری فقط از عهده یه آدم خیلی خبره بر میاد.

118
00:07:13,124 --> 00:07:14,707
‫با خودم گفتم شاید کار تو بوده باشه.

119
00:07:14,790 --> 00:07:17,874
‫ولی چیزی که متوجهش نمیشم
‫اینه اونهایی که استخدامت کردن،

120
00:07:17,957 --> 00:07:20,249
‫چرا باید هدفشون پنتاگون باشه؟

121
00:07:20,332 --> 00:07:23,499
‫-.بیخیال. باهام حرف بزن
‫نمی تونم باهات حرف بزنم.

122
00:07:23,582 --> 00:07:25,790
‫چرا، می تونی
‫.واسه همین اینجایی.

123
00:07:25,874 --> 00:07:27,165
‫-.نه
‫پس چرا اومدی؟

124
00:07:27,207 --> 00:07:30,249
‫که بهت هشدار بدم
‫.تو نمی دونی اینها چجور آدمایی هستن.

125
00:07:30,332 --> 00:07:32,332
‫اگه همینطور کنجکاوی
‫.اونها بو می برن،

126
00:07:32,457 --> 00:07:34,582
‫بعدش پیدات می کنن و می کشنت.

127
00:07:34,665 --> 00:07:36,915
‫بعدش هم چه با تو صحبت کرده باشم چه نه
‫.میان سر وقت من،

128
00:07:37,499 --> 00:07:39,415
‫و منم دلم نمی خواد بمیرم.

129
00:07:40,582 --> 00:07:42,040
‫بهم اعتماد کن.

130
00:07:42,124 --> 00:07:45,124
‫این قضیه رو بیخیال شو.

131
00:07:57,082 --> 00:07:59,249
‫الکس؟
‫انتظار اومدنت رو نداشتم.

132
00:07:59,332 --> 00:08:00,957
‫فکر نکنم امروز وقت ملاقات داشته باشیم.

133
00:08:01,040 --> 00:08:02,540
‫باید باهات صحبت کنم.

134
00:08:04,707 --> 00:08:06,957
‫روال کار اینطوری نیست.

135
00:08:07,582 --> 00:08:09,082
‫می خوام با خانم جونز صحبت کنم.

136
00:08:09,165 --> 00:08:12,332
‫من اطلاعات تماس خانم جونز رو ندارم.

137
00:08:12,374 --> 00:08:15,499
‫از هیچکدوم از ادارات دولتی
‫که مشتری می فرستن هم اطلاعاتی ندارم.

138
00:08:15,582 --> 00:08:16,790
‫بخشی از توافقمونه.

139
00:08:17,624 --> 00:08:20,790
‫از شما و محرمانه بودنتون محافظت می کنه.

140
00:08:20,874 --> 00:08:23,624
‫- پس چطوری باهاش ارتباط برقرار می کنی؟
‫من کار نمی کنم.

141
00:08:23,707 --> 00:08:25,540
‫حتی بهم زنگ نمی زنه.

142
00:08:25,624 --> 00:08:27,290
‫پس چطوری بهت پول میده؟

143
00:08:28,165 --> 00:08:29,499
‫انتقال بانکی.

144
00:08:30,749 --> 00:08:31,915
‫چی فکر کردی مگه؟

145
00:08:32,499 --> 00:08:36,999
‫یه کیف پر از اسکناس های مچاله شده
‫نصف شب زیر پل؟

146
00:08:37,082 --> 00:08:40,457
‫نیازی نیست با خانم جونز صحبت کنی.

147
00:08:40,540 --> 00:08:42,999
‫باید با من صحبت کنی.

148
00:08:43,499 --> 00:08:46,624
‫اما موقعی که یه جلسه از قبل تعیین شده داشته باشیم.

149
00:08:48,582 --> 00:08:51,499
‫- خب؟
‫شرمنده، ولی فکر نکنم بتونی بهم کمک کنی.

150
00:08:54,582 --> 00:08:56,082
‫در هر صورت ممنون.

151
00:09:18,499 --> 00:09:19,457
‫منم.

152
00:09:20,457 --> 00:09:22,707
‫الکس رایدر چند لحظه پیش اینجا بود.

153
00:09:24,165 --> 00:09:25,415
‫نه.

154
00:09:25,499 --> 00:09:28,040
‫اگرم چیزی باشه، داره بدتر میشه.

155
00:09:34,915 --> 00:09:36,582
‫-.سلام
‫سلام.

156
00:09:36,665 --> 00:09:39,707
‫- کورنوال چطور بود؟
‫به یاد موندنی.

157
00:09:39,790 --> 00:09:41,582
‫- بارندگی بود؟
‫نه.

158
00:09:41,665 --> 00:09:45,457
‫-.هم. چه به یاد موندنی
‫پرونده قانونی مهمی رو از دست دادم؟

159
00:09:45,540 --> 00:09:47,999
‫درباره احکام وزارت کشور یه جلسه توجیهی داشتیم.

160
00:09:48,082 --> 00:09:49,374
‫حق موندن.

161
00:09:49,457 --> 00:09:51,874
‫مشاور یه نظر تازه داشت.

162
00:09:51,957 --> 00:09:55,165
‫-.ایکاش بودم
‫تو که باید مراقب...

163
00:09:55,957 --> 00:09:57,957
‫دقیقاً کیت میشه؟
‫برادر زاده ت؟

164
00:09:58,040 --> 00:10:01,915
‫فامیل نیستیم
‫.فقط به هم نزدیکیم.

165
00:10:04,124 --> 00:10:06,207
‫خب، جات خالی بود.

166
00:10:07,749 --> 00:10:10,374
‫ولی کلی یادداشت برداری کردم.

167
00:10:10,957 --> 00:10:14,499
‫تقریباً همه ش اینجاست.

168
00:10:14,582 --> 00:10:16,249
‫ممنون، دن.

169
00:10:17,582 --> 00:10:19,165
‫یکی طلبت.

170
00:10:19,290 --> 00:10:20,790
‫شک نکن.

171
00:10:24,665 --> 00:10:27,290
‫این رومئو کدام گوریست؟

172
00:10:27,373 --> 00:10:28,665
‫مگر دیشب به خانه نیامد؟

173
00:10:28,748 --> 00:10:30,873
‫خانه پدرش که نیامد
‫.با دوستش صحبت کردم.

174
00:10:37,040 --> 00:10:39,665
‫"...همان دخترک دهاتی رنگ پریده ی سنگدل"

175
00:10:39,748 --> 00:10:43,123
‫اه، همان دخترک دهاتی رنگ پریده ی سنگدل،

176
00:10:43,207 --> 00:10:48,082
‫آن روزالین آنقدر عذابش می دهد
‫که عاقبت دیوانه می شود.

177
00:10:48,165 --> 00:10:51,040
‫".مطمئناً دیوانه خواهد شد"

178
00:10:51,707 --> 00:10:52,540
‫مطمئناً...

179
00:10:53,123 --> 00:10:57,415
‫تیبالت، خویشاوند کاپولت پیر
‫.نامه ای به خانه پدرش ارسال کرده،

180
00:10:57,457 --> 00:10:58,873
‫اه...

181
00:11:01,165 --> 00:11:04,623
‫- ".چالشی در زندگی من"
‫درسته. شرمنده.

182
00:11:04,707 --> 00:11:06,498
‫این...

183
00:11:06,582 --> 00:11:09,290
‫-.نه، تا همینجا بسه
‫شرمنده، ببخشید.

184
00:11:09,873 --> 00:11:14,082
‫الکس، اگه دیالوگ هات رو یاد نگیری
‫جداً فایده ای نداره.

185
00:11:14,165 --> 00:11:17,165
‫آره. ببخشید. من
‫.خیلی ذهنم درگیره...

186
00:11:17,248 --> 00:11:23,207
‫آره. اون دندونپزشک مرموزی
‫که یه عالمه از وقتت رو می گیره.

187
00:11:23,290 --> 00:11:26,832
‫اگه فکر می کنی از پس نقش بر نمیای
‫.می تونیم یکی دیگه رو بیاریم جات،

188
00:11:29,123 --> 00:11:32,665
‫اه، نه، می خوام خودم انجامش بدم.

189
00:11:32,748 --> 00:11:36,290
‫پس دیالوگ هات رو یاد بگیر
‫.صحیح.

190
00:11:37,873 --> 00:11:40,123
‫بریم سراغ صحنه پرستار.

191
00:12:00,123 --> 00:12:02,790
‫-.هی
‫خیلی خب.

192
00:12:04,332 --> 00:12:05,707
‫چطوره؟

193
00:12:05,790 --> 00:12:07,832
‫هنوز نمی تونم کی هفت رو شکست بدم.

194
00:12:09,040 --> 00:12:12,040
‫بازی مسخره.

195
00:12:13,207 --> 00:12:15,498
‫گوش کن. پلانتاجنت ها. توی تاریخ
‫(سلسله ای از پادشاهان انگلیس).

196
00:12:15,582 --> 00:12:17,873
‫- خب چی؟
‫یه جورایی مبهمن.

197
00:12:17,957 --> 00:12:19,957
‫منظورم اینه، هیچکدوم از کارهاشون
‫با عقل جور در نمیاد.

198
00:12:20,040 --> 00:12:24,582
‫امیدوار بودم بشه بیام خونه ت
‫و یه چند صفحه ای رو با هم بخونیم.

199
00:12:24,665 --> 00:12:26,873
‫سابینا بهم پیام داد.

200
00:12:26,957 --> 00:12:30,290
‫باباش رو بردن یه بیمارستان خصوصی تو لندن.

201
00:12:30,915 --> 00:12:34,832
‫یه سری متخصص داره که می تونن
‫بیماران کمایی رو درمان کنن.

202
00:12:35,415 --> 00:12:37,040
‫گفتم میرم اونجا.

203
00:12:40,123 --> 00:12:43,582
‫ولی منظورم اینه، خوبه دیگه، نه؟

204
00:12:43,665 --> 00:12:45,832
‫متخصصین، مراقبت ویژه.

205
00:12:45,915 --> 00:12:47,165
‫آره.

206
00:12:47,748 --> 00:12:50,582
‫تنها چیزی که تو فکرمه اینه که توی کماست.

207
00:12:50,665 --> 00:12:52,873
‫توی یه اتاقه، نه؟

208
00:12:52,957 --> 00:12:57,915
‫اگه بخوان کارش رو تموم کنن
‫.ساده ترین هدف دنیاست،

209
00:12:58,748 --> 00:13:00,540
‫و سابینا هم که روحش از چیزی خبر نداره.

210
00:13:30,373 --> 00:13:33,665
‫سلام، بابا
‫.الکس اومده ملاقاتت.

211
00:13:34,498 --> 00:13:36,998
‫الکس رو یادته دیگه، نه؟

212
00:13:37,082 --> 00:13:39,540
‫همون که مثل روانی ها میدوئه.

213
00:13:41,373 --> 00:13:45,498
‫ما بریم کافه یه چیزی بخوریم
‫.سریع بر می گردیم.

214
00:13:46,540 --> 00:13:48,373
‫زودی میبینمت، خب؟

215
00:14:00,456 --> 00:14:02,915
‫بابات روی چی کار می کرد؟

216
00:14:03,415 --> 00:14:05,915
‫-...الکس
‫می دونم.

217
00:14:05,998 --> 00:14:07,456
‫یه نشتی گاز بوده.

218
00:14:08,790 --> 00:14:10,373
‫ولی فرض کن نبوده.

219
00:14:12,998 --> 00:14:15,165
‫نشتی گازی در کار نبوده، نه؟

220
00:14:15,248 --> 00:14:17,206
‫منظورم اینه، اگه بود که بوش رو حس می کردیم.

221
00:14:17,290 --> 00:14:20,915
‫گقتی بابات داره درباره یارو سازنده
‫فذرد سرپنت کتاب می نویسه.

222
00:14:20,998 --> 00:14:22,956
‫-.دیمین کری
‫آره.

223
00:14:24,165 --> 00:14:27,081
‫ولی هیچکس به خاطر یه بازی کامپیوتری
‫صدمه نمیبینه.

224
00:14:27,165 --> 00:14:29,456
‫آره
‫ولی بابات روزنامه نگار بود، درسته؟،

225
00:14:31,456 --> 00:14:32,581
‫پس حتماً داستان های دیگه ای هم در کار بوده.

226
00:14:33,665 --> 00:14:37,581
‫هیچ وقت بهم نگفت
‫.هرگز درباره کارش صحبت نمی کرد.

227
00:14:38,206 --> 00:14:40,540
‫نمی خواست تو کارش دخالت کنم.

228
00:14:40,623 --> 00:14:42,873
‫یا شایدم داشت سعی می کرد ازت محافظت کنه.

229
00:14:51,790 --> 00:14:54,415
‫می خوای پیش بابات بمونی؟

230
00:14:54,498 --> 00:14:56,165
‫آره، یه مدتی می مونم.

231
00:14:57,498 --> 00:15:02,290
‫فکر کنم بهتره یکی تمام وقت کنارش باشه.

232
00:15:02,373 --> 00:15:04,206
‫چرا؟

233
00:15:04,248 --> 00:15:05,415
‫محض اطمینان.

234
00:15:06,415 --> 00:15:08,206
‫بس کن.

235
00:15:10,373 --> 00:15:12,373
‫داری من رو می ترسونی.

236
00:15:13,415 --> 00:15:14,248
‫هی!

237
00:15:16,123 --> 00:15:17,665
‫چیکار می کنی؟

238
00:15:17,748 --> 00:15:19,165
‫هی!

239
00:15:19,248 --> 00:15:21,456
‫الکس، قضیه چیه؟

240
00:15:50,581 --> 00:15:52,581
‫چه اطلاعاتی از این هکر کامپیوتری داریم؟

241
00:15:53,165 --> 00:15:56,581
‫اینکه آدم بسیار شکاک و خیلی باهوشیه.

242
00:15:59,206 --> 00:16:00,998
‫اینها کدهای مربوط به هک پنتاگون هستن.

243
00:16:01,081 --> 00:16:03,915
‫کد نویسی راه های خیلی زیادی داره.

244
00:16:03,998 --> 00:16:07,831
‫یه سری هاشون تابلو هستن
‫.یه سری ها هم نه،

245
00:16:10,915 --> 00:16:12,748
‫اگه ده تا مشکل فنی رو بدی دست ده تا برنامه نویس،

246
00:16:12,831 --> 00:16:16,748
‫نُه تاشون با یه راه حل تابلو و مشخص برمی گردن.

247
00:16:16,831 --> 00:16:20,206
‫ولی دهمیه می تونه سوپرایزت کنه.

248
00:16:20,290 --> 00:16:25,748
‫تمام این ها سوپرایز کننده، درجه یک
‫و خیلی خیلی هوشمندانه ان.

249
00:16:27,248 --> 00:16:28,915
‫ولی یه موضوعی هست...

250
00:16:30,081 --> 00:16:31,623
‫چه موضوعی؟

251
00:16:32,415 --> 00:16:35,248
‫داره یه چیزی یادم میاد.

252
00:16:36,081 --> 00:16:39,415
‫می تونم قسم بخورم قبلاً این رو یه جایی دیدم.

253
00:16:39,498 --> 00:16:41,540
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

254
00:16:41,623 --> 00:16:42,456
‫هم.

255
00:16:46,456 --> 00:16:48,040
‫بسپرش به من.

256
00:16:49,248 --> 00:16:51,331
‫با چند نفر تماس می گیرم.

257
00:16:57,498 --> 00:17:01,665
‫پس به خاطر خاندان والوها که تو فرانسه قرن سیزدهمی بوده،

258
00:17:01,748 --> 00:17:04,915
‫زن  ها اجازه نداشتن تاج و تخت رو به ارث ببرن.

259
00:17:04,998 --> 00:17:06,290
‫اینم یه دروغ دیگه ست.

260
00:17:07,290 --> 00:17:09,540
‫نه، رفیق
‫.اینجا نوشته.

261
00:17:09,623 --> 00:17:13,456
‫سر داستان یان، تصادف ماشین بود
‫.سر بابای سابینا، نشتی گاز.

262
00:17:14,373 --> 00:17:17,665
‫گازی در کار نبود
‫.اگه بود که یکیمون متوجه میشدیم.

263
00:17:19,581 --> 00:17:21,498
‫و امروز یه نفر تو بیمارستان بود،

264
00:17:21,581 --> 00:17:22,831
‫که می خواست سعی کنه وارد اتاق اد بشه.

265
00:17:22,914 --> 00:17:23,914
‫کی بود؟
‫یاسن؟

266
00:17:23,998 --> 00:17:25,206
‫نه.

267
00:17:25,289 --> 00:17:26,664
‫تا حالا ندیده بودمش.

268
00:17:26,748 --> 00:17:28,873
‫ولی به محض اینکه دید من و سابینا داریم میایم
‫.فرار کرد،

269
00:17:29,998 --> 00:17:31,456
‫مشخصه که اد هدف قرار گرفته.

270
00:17:32,456 --> 00:17:34,581
‫و سازمان باید از قضیه با خبر بشه.

271
00:17:34,664 --> 00:17:36,664
‫درست همون موقع که تصمیم گرفتن مخفی بشن.

272
00:17:36,748 --> 00:17:38,873
‫شاید مخفی نشده باشن.

273
00:17:38,956 --> 00:17:40,789
‫شاید همگی اخراج شدن.

274
00:17:41,373 --> 00:17:43,414
‫به خطر بلایی که سر تو آوردن.

275
00:17:43,498 --> 00:17:46,873
‫چون وقتی خوب بهش فکر کنی
‫می بینی همچین استفاده ای،

276
00:17:46,956 --> 00:17:49,748
‫که از تو کردن، کاملاً غیرقانونی بود.

277
00:17:51,123 --> 00:17:55,123
‫پس شاید یکی بو برده
‫،و حالا مجبور شدن از کارشون استعفا بدن،

278
00:17:55,164 --> 00:17:59,581
‫می دونی
‫.و برن تو کلوپ ها مشغول به کار بشن،

279
00:18:00,248 --> 00:18:01,706
‫جاسوس های سابق همچین کاری می کنن؟

280
00:18:01,789 --> 00:18:04,164
‫نمی دونم
‫.بالاخره شغلیه واسه خودش.

281
00:18:06,039 --> 00:18:07,914
‫فکر نکنم اخراج شده باشن.

282
00:18:07,998 --> 00:18:10,581
‫به نظرم رفتن و من رو جا گذاشتن.

283
00:18:10,664 --> 00:18:14,748
‫حتی اگه بتونی خانم جونز رو گیر بیاری
‫بعدش می خوای چیکار کنی؟،

284
00:18:14,831 --> 00:18:19,248
‫داستان انفجار و گرگورویچ رو بهشون میگم
‫.میگم برن سراغش.

285
00:18:19,331 --> 00:18:21,456
‫مطمئن میشم بابای سابینا در امانه.

286
00:18:21,539 --> 00:18:23,998
‫و بعدش، ولشون می کنی که کار رو دست بگیرن؟

287
00:18:24,081 --> 00:18:25,956
‫آره
‫.دقیقاً.

288
00:18:27,206 --> 00:18:29,414
‫خیر سرشون باید تو همین کار خبره باشن دیگه، نه؟

289
00:18:30,831 --> 00:18:36,289
‫مسئله اینه که چطوری باید آدمایی رو پیدا کرد
‫که کل هدفشون اینه شناخته نشن؟

290
00:18:36,373 --> 00:18:40,081
‫می دونی، تازه فهمیدم حتی اسمشون رو هم نمی دونم.

291
00:18:40,164 --> 00:18:41,998
‫منظورم اینه اون ها جاسوسن دیگه، نه؟

292
00:18:42,998 --> 00:18:44,581
‫جاسوس ها کسی رو تو خلوت خودشون راه نمی دن.

293
00:18:44,706 --> 00:18:49,164
‫یعنی نمی ذارن کسی بهشون نزدیک بشه
‫.جاسوس ها رفیق ندارن.

294
00:18:49,831 --> 00:18:50,831
‫هم.

295
00:18:51,623 --> 00:18:56,664
‫وایسا ببینم
‫جاسوس ها رفیق ندارن؟.

296
00:18:58,248 --> 00:19:00,331
‫گاهی اوقات دارن.

297
00:19:02,206 --> 00:19:03,456
‫آره، البته.

298
00:19:06,998 --> 00:19:09,664
‫هی، شرمنده
‫چی رو متوجه نشدم؟.

299
00:19:11,789 --> 00:19:12,748
‫رفیق
‫(فرند).

300
00:19:16,873 --> 00:19:17,706
‫بکش!

301
00:19:17,706 --> 00:19:19,164
‫ملک فرند، شهرستان سری

302
00:19:19,206 --> 00:19:21,206
‫- سلام، بابا
‫لعنتی !

303
00:19:22,373 --> 00:19:23,581
‫یعنی چی؟

304
00:19:24,081 --> 00:19:25,498
‫الکس؟

305
00:19:25,581 --> 00:19:27,289
‫الکس فرند.

306
00:19:27,373 --> 00:19:28,873
‫پسر جناب دیوید فرند.

307
00:19:29,873 --> 00:19:31,414
‫چه دوران خوشی بود.

308
00:19:31,498 --> 00:19:33,623
‫اینجا چیکار می کنی؟

309
00:19:34,623 --> 00:19:35,831
‫بلانت فرستادت؟

310
00:19:37,414 --> 00:19:38,789
‫نه.

311
00:19:39,664 --> 00:19:41,623
‫راستش یه جورایی برعکس.

312
00:19:43,123 --> 00:19:47,498
‫بعد از اینکه من تو پوینت بلنک مامور مخفی شدم
‫بلانت هیچوقت باهاتون تماس گرفت؟،

313
00:19:47,581 --> 00:19:49,248
‫هرگز چیزی بهمون نگفتن.

314
00:19:49,331 --> 00:19:53,039
‫آخرین چیزی که شنیدیم این بود
‫که با اون زن داغونه رفتی.

315
00:19:53,748 --> 00:19:56,748
‫به گمونم همه چی بدون مشکل پیش رفت دیگه؟

316
00:19:56,831 --> 00:19:59,623
‫من و کارولین نگران بودیم.

317
00:20:00,164 --> 00:20:01,623
‫آره، خوب بود.

318
00:20:03,706 --> 00:20:06,498
‫-.مدرسه بود دیگه
‫متوجهم.

319
00:20:07,498 --> 00:20:09,706
‫خب، خوبه.

320
00:20:09,789 --> 00:20:12,998
‫و چون الان دیگه به کارش نمیای،

321
00:20:13,081 --> 00:20:16,081
‫آلن بهت پشت کرده؟

322
00:20:16,164 --> 00:20:17,498
‫بهم بی محلی می کنه.

323
00:20:18,998 --> 00:20:20,373
‫نادیده می  گیردم
‫.ازم قایم میشه.

324
00:20:21,998 --> 00:20:23,164
‫باید پیداش کنم.

325
00:20:23,248 --> 00:20:25,331
‫-.نه، نیازی نیست
‫بهت قول میدم لازمه.

326
00:20:25,414 --> 00:20:29,581
‫حالا هر موضوعی که در کار باشه
‫،توی هر دردسری که افتاده باشی،

327
00:20:29,664 --> 00:20:31,789
‫اون مرد فقط اوضاع رو بدتر می کنه.

328
00:20:32,539 --> 00:20:34,039
‫انتخاب دیگه ای ندارم.

329
00:20:35,498 --> 00:20:38,623
‫خیلی جالبه که هر چند وقت یه بار
‫داستان آلن اینطوری میشه، نه؟

330
00:20:39,123 --> 00:20:41,123
‫اینکه انتخاب دیگه ای وجود نداره.

331
00:20:44,998 --> 00:20:48,914
‫- آدرسش رو داری؟
‫واسه هم کارت تبریک کریسمس نمی فرستیم که.

332
00:20:48,998 --> 00:20:50,581
‫شماره تلفن؟

333
00:20:52,206 --> 00:20:53,914
‫باید یه چیزی بدونی دیگه.

334
00:20:54,747 --> 00:20:57,539
‫پرونده گزارش رو خوندم
‫...می دونی، اون موقعی که،

335
00:20:57,622 --> 00:20:59,914
‫تظاهر می کردی پسر مایی؟
‫هم.

336
00:20:59,997 --> 00:21:01,372
‫آره.

337
00:21:01,456 --> 00:21:03,622
‫شماها یه زمانی خیلی به هم نزدیک بودید.

338
00:21:03,706 --> 00:21:07,497
‫مثل اینکه متوجه نیستی
‫.ما هیچ وقت به هم نزدیک نبودیم.

339
00:21:07,581 --> 00:21:10,039
‫از اون آدم های اجتماعی نیست.

340
00:21:10,122 --> 00:21:12,622
‫هر وقت چیزی بخواد سر و کله ش پیدا میشه.

341
00:21:14,497 --> 00:21:15,539
‫ما نمیریم سراغش.

342
00:21:23,372 --> 00:21:26,122
‫راستش اطلاعات خیلی کمی ازش دارم.

343
00:21:26,206 --> 00:21:30,039
‫راستش نه می دونم کجا زندگی می کنه
‫،نه اینکه کجا کار می کنه، نه حتی اینکه کارش چیه،

344
00:21:30,122 --> 00:21:34,581
‫جز اینکه به نظرم کارش
‫جوریه که آدم های محترم رو شب ها بیدار نگه می داره.

345
00:21:35,247 --> 00:21:39,039
‫خیلی وقت پیش هم مدرسه ای بودیم
‫.همین و بس.

346
00:21:39,622 --> 00:21:42,664
‫حتی عضو یه کلوپ هم نیستیم.

347
00:21:44,664 --> 00:21:47,622
‫- می دونی عضو کدوم کلوپه؟
‫الکس...

348
00:21:47,706 --> 00:21:48,581
‫ببین.

349
00:21:49,831 --> 00:21:51,414
‫یکی از رفقام صدمه دیده.

350
00:21:52,581 --> 00:21:54,122
‫یکی سعی کرده بکشدش.

351
00:21:54,706 --> 00:21:58,039
‫تنها کسایی که می تونن از اون و دخترش
‫محافظت کنن، بلانت و تیمش هستن.

352
00:21:58,122 --> 00:22:02,331
‫اگه انتخاب دیگه ای داشتم همچین چیزی
‫ازت نمی خواستم، ولی ندارم.

353
00:22:03,831 --> 00:22:05,997
‫واقعاً به کمکت نیاز دارم.

354
00:22:09,081 --> 00:22:10,706
‫اگه اینقدر مایه خجالت بلانت هستم،

355
00:22:10,789 --> 00:22:15,247
‫پس اینکه برم کلوپش نمیره رو اعصابش؟

356
00:22:16,331 --> 00:22:17,997
‫و تو هم یه جورایی از این قضیه لذت نمی بری؟

357
00:22:19,164 --> 00:22:22,206
‫الکس، این آدم ها خطرناکن.

358
00:22:24,622 --> 00:22:26,039
‫دیوید.

359
00:22:39,706 --> 00:22:40,831
‫بکش!

360
00:22:47,581 --> 00:22:48,956
‫من از پس خودم بر میام.

361
00:22:53,747 --> 00:22:55,622
‫می دونستم که قبلاً یه جایی دیدمش.

362
00:22:57,122 --> 00:23:00,164
‫این یارو رو یادتونه؟
‫ارون لایمهاوس.

363
00:23:00,247 --> 00:23:03,789
‫فعال سیاسی تمام چپ
‫،مدافع آزادی اطلاعات،

364
00:23:04,581 --> 00:23:07,372
‫که زیاد با قوانین ضد تروریسم دولت بریتانیا
‫موافق نیست؟

365
00:23:07,456 --> 00:23:11,414
‫آره. اطلاعات محرمانه رو دزدید
‫و گذاشت روی اینترنت.

366
00:23:11,497 --> 00:23:14,456
‫چهار سال تو زندان بلمارش حبس کشید
‫و حدوداً شش ماه پیش آزاد شد.

367
00:23:14,539 --> 00:23:20,289
‫حالا بگید چطوری به اطلاعات محرمانه دست پیدا کرد.

368
00:23:22,289 --> 00:23:24,331
‫سیستم کامپیوتری ستاد ارتباطات دولت رو هک کرد.

369
00:23:26,622 --> 00:23:29,956
‫سمت چپ، چهار سال و نیم پیش
‫.ستاد ارتباطات دولت توی شهر چلتنهام،

370
00:23:30,081 --> 00:23:34,331
‫سمت راست
‫.شش ماه پیش، پنتاگون،

371
00:23:36,247 --> 00:23:39,539
‫اثر انگشت های دیجیتالش با هم می خونن
‫.همون شخصه.

372
00:23:39,622 --> 00:23:41,456
‫لایمهاوس همون آیینه دودیه؟

373
00:23:41,539 --> 00:23:44,247
‫نه، ولی تمجید هک نصیبش شد.

374
00:23:44,331 --> 00:23:45,789
‫عمراً همچین توانایی هایی داشته باشه.

375
00:23:46,914 --> 00:23:50,872
‫لایمهاوس برداشته آیینه دودی رو استخدام کرده.

376
00:23:53,747 --> 00:23:55,497
‫تا کجا می تونیم پیش بریم؟

377
00:23:57,831 --> 00:23:59,747
‫هرجا دلت بخواد.

378
00:24:15,664 --> 00:24:17,081
‫- خوبی؟
‫آره.

379
00:24:17,164 --> 00:24:18,414
‫استف سلام رسوند.

380
00:24:18,497 --> 00:24:19,455
‫نه بابا؟

381
00:24:19,539 --> 00:24:23,330
‫آره، در ضمن گفت، "شاید الکس بتونه
‫بدون کمک تو از پس کارهاش بر بیاد، تام،

382
00:24:23,414 --> 00:24:24,747
‫چون قول دادی واسه اجرای تئاتر آخر هفته مدرسه

383
00:24:24,830 --> 00:24:26,455
‫".دیالوگ ها رو با من کار کنی

384
00:24:26,539 --> 00:24:29,455
‫ولی قانعش کردم که دستت به جایی بند نیست
‫و کسی نیست بهت کمک کنه.

385
00:24:29,539 --> 00:24:32,164
‫خب، از اجرای شکسپیر نجاتت دادم.

386
00:24:32,247 --> 00:24:34,497
‫-.باید از من تشکر کنی
‫منطقیه.

387
00:24:34,580 --> 00:24:35,664
‫این کلوپه کجاست حالا؟

388
00:24:36,539 --> 00:24:37,497
‫ام...

389
00:24:38,039 --> 00:24:40,789
‫-.یه جایی توی پال مال
‫هم.

390
00:24:41,539 --> 00:24:42,789
‫به نظرت بذارن بریم داخل؟

391
00:24:46,164 --> 00:24:48,205
‫این واقعیه؟

392
00:24:48,247 --> 00:24:50,164
‫چطور مگه؟

393
00:24:50,789 --> 00:24:56,664
‫قاشق  نقره و لوستر و آقایون مشغول  به کار.

394
00:24:57,455 --> 00:25:00,747
‫خب، فکر کردم بد نیست یه مقدار بیشتر
‫همدیگه رو بشناسیم،

395
00:25:00,830 --> 00:25:03,247
‫و اینجا هم که جای راحتیه.

396
00:25:03,830 --> 00:25:06,330
‫شاید واسه اون هایی که داخلن راحت باشه.

397
00:25:07,122 --> 00:25:09,330
‫واسه اون هایی که بیرونن ترسناکه.

398
00:25:10,414 --> 00:25:11,289
‫اوه.

399
00:25:11,372 --> 00:25:15,705
‫یکی از قدیمی ترین حقه های
‫دستورالعمل سیستم پادشاهی-استعماری.

400
00:25:16,247 --> 00:25:18,497
‫نگران نباش، ما هم انجامش میدیم.

401
00:25:18,580 --> 00:25:21,997
‫کل معماری شهر واشنگتن
‫تلاشیه واسه ارعاب ساختمانی.

402
00:25:22,747 --> 00:25:23,747
‫هم.

403
00:25:27,414 --> 00:25:29,039
‫تا حالا با هم کار نکردیم.

404
00:25:29,122 --> 00:25:31,914
‫-.نه
‫شنیدم حسابی اهل نوآوری هستی.

405
00:25:33,580 --> 00:25:34,997
‫ایده های جدید.

406
00:25:35,122 --> 00:25:38,122
‫خب، الان دیگه مسئله فقط نیروی زمینی نیست.

407
00:25:38,205 --> 00:25:41,622
‫-.هم
‫با این سرعتی که روسیه و چین دارن توسعه پیدا می کنن ،

408
00:25:41,705 --> 00:25:45,747
‫سازمان سیا هم باید انعطاف پذیر تر
‫.سریع تر و هشیارتر باشه،

409
00:25:47,164 --> 00:25:50,872
‫بخشی از وظیفه من اینه که
‫مهره های سوخته رو پاکسازی کنم.

410
00:25:51,747 --> 00:25:52,747
‫هم.

411
00:25:57,664 --> 00:26:00,205
‫خب، من رئیس قبلیت رو می شناختم.

412
00:26:01,205 --> 00:26:03,205
‫آره، می دونم.

413
00:26:03,914 --> 00:26:07,289
‫-.از قدیمی ها هستی
‫مرد خوبی بود.

414
00:26:08,789 --> 00:26:11,080
‫پیرمرد بود دیگه.

415
00:26:16,414 --> 00:26:18,539
‫باید خوراک خرگوش رو امتحان کنی
‫.خیلی خوشمزه ست.

416
00:26:37,289 --> 00:26:39,747
‫شب بخیر، آقای لایمهاوس.

417
00:26:39,830 --> 00:26:41,039
‫شما؟

418
00:26:41,122 --> 00:26:42,830
‫چه بلایی سرم اومده؟

419
00:26:43,622 --> 00:26:45,789
‫-...من
‫داشتی دوش می گرفتی.

420
00:26:45,872 --> 00:26:48,164
‫متاسفانه یه سانحه ای واست اتفاق افتاد.

421
00:26:48,247 --> 00:26:50,205
‫آره، پات رفت روی صابون و سُر خوردی،

422
00:26:50,289 --> 00:26:52,580
‫و سرت خورد به زمین. بدجوری آسیب دیدی.

423
00:26:52,664 --> 00:26:54,039
‫در واقع...

424
00:26:56,997 --> 00:26:59,414
‫خیلی بدتر بود
‫(مرگ اغتشاش گر در یک سانحه عجیب).

425
00:27:06,705 --> 00:27:08,997
‫حالا اصلاً از کجا می دونیم بلانت اون داخله؟

426
00:27:09,080 --> 00:27:11,039
‫چون اون ماشینشه.

427
00:27:11,539 --> 00:27:13,164
‫یه بار تا جایی من رو رسوند.

428
00:27:14,080 --> 00:27:14,997
‫خیلی خب.

429
00:27:15,080 --> 00:27:18,872
‫پس منتظر می مونیم. اون میاد بیرون
‫.و جلوی در خفتش می کنیم.

430
00:27:18,955 --> 00:27:20,289
‫نه.

431
00:27:20,372 --> 00:27:21,705
‫به قدر کافی خوب نیست.

432
00:27:22,830 --> 00:27:24,414
‫اگه بهم محل نذاره و بگه،

433
00:27:24,497 --> 00:27:26,622
‫"،اوه، الان نمی تونم صحبت کنم"
‫و بعد بذاره بره چی؟

434
00:27:26,705 --> 00:27:28,205
‫اونطوری دیگه تا ابد رفته.

435
00:27:31,455 --> 00:27:32,914
‫باید بدونم محل عملیاتشون کجاست.

436
00:27:32,997 --> 00:27:36,830
‫اونطوری می تونم برم دم درشون
‫و دیگه مجبورن به حرفم گوش بدن.

437
00:27:38,622 --> 00:27:40,872
‫خیلی خب
‫.پس ماشینش رو تعقیب می کنیم.

438
00:27:43,330 --> 00:27:46,289
‫-.آره
‫می بیندت.

439
00:27:46,372 --> 00:27:50,413
‫منظورم اینه آیینه عقب رو که نگاه کنه
‫.الکس رو سوار دوچرخه می بینه،

440
00:27:55,622 --> 00:27:56,830
‫کلاه کاسکتت رو بده من.

441
00:28:01,247 --> 00:28:03,663
‫البته که خبرش دروغه.

442
00:28:03,747 --> 00:28:05,622
‫یه آمبولانس اومد دنبالت.

443
00:28:05,705 --> 00:28:08,372
‫یادت نیست
‫.آوردت اینجا.

444
00:28:09,288 --> 00:28:11,747
‫- اینجا کجاست؟
‫زیاد مهم نیست.

445
00:28:11,830 --> 00:28:14,538
‫باید نگران اونجا باشی که داری میری.

446
00:28:14,622 --> 00:28:17,747
‫-.آمریکا
‫تسلیم اجباری. هواپیما منتظره.

447
00:28:17,830 --> 00:28:20,455
‫چی؟
‫چرا؟

448
00:28:20,497 --> 00:28:24,163
‫چهار و نیم سال پیش
‫.سیستم ستاد ارتباطات دولت توی شهر چلتنهام رو هک کردی،

449
00:28:24,247 --> 00:28:26,872
‫اطلاعات محرمانه رو دزدیدی
‫و گذاشتیشون توی اینترنت.

450
00:28:26,997 --> 00:28:28,080
‫حبسش رو کشیدم.

451
00:28:28,163 --> 00:28:31,830
‫شش ماه پیش
‫،درست بعد از اینکه آزاد شدی،

452
00:28:31,913 --> 00:28:34,705
‫همون هکر
‫،با همون اثر انگشت دیجیتال،

453
00:28:34,788 --> 00:28:38,080
‫که بعنوان آیینه دودی شناخته میشه
‫.پنتاگون رو هک کرد،

454
00:28:38,163 --> 00:28:40,872
‫این سری
‫.هدف کدهای بمب اتم بود،

455
00:28:40,955 --> 00:28:45,580
‫-.آمریکایی ها زیاد راضی نیستن
‫وایسید. مسخره ست. کار من نبود.

456
00:28:46,163 --> 00:28:48,538
‫- چیکار می کنی؟
‫واسه سفر آماده ت می کنم.

457
00:28:48,622 --> 00:28:51,497
‫تا گوانتانامو راه زیاده
‫.بهتره توی هواپیما بخوابی.

458
00:28:51,580 --> 00:28:52,580
‫کار من نبود.

459
00:28:52,663 --> 00:28:56,747
‫نه هک پنتاگون نه ستاد ارتباطات دولت
‫.از کسی استفاده کردم. بهش پول دادم.

460
00:28:56,830 --> 00:28:58,455
‫-.مطمئنیم که این حرف دروغه
‫قسم می خورم.

461
00:28:59,122 --> 00:29:01,997
‫-.سفت بشین
‫نه، نه، نه، نه! نمی تونی این کار رو بکنی !

462
00:29:03,205 --> 00:29:05,538
‫کار سایمون ماریات بود.

463
00:29:05,622 --> 00:29:08,538
‫-.آیینه دودی اونه
‫سایمون ماریات.

464
00:29:11,955 --> 00:29:14,122
‫خدانگهدار، آقای لایمهاوس.

465
00:29:18,997 --> 00:29:21,330
‫-.ببرش خونه و بخوابونش
‫بله، خانم.

466
00:29:28,163 --> 00:29:31,038
‫می دونی که هفت هشت روز دیگه
‫رئیس جمهور قراره بیاد اینجا.

467
00:29:31,830 --> 00:29:36,038
‫آره
‫.نوار پرچم ها رو آویزون کردیم.

468
00:29:36,080 --> 00:29:38,705
‫ولی قرار نیست که بیشتر از یه شب بمونه، نه؟

469
00:29:38,788 --> 00:29:39,830
‫هم.

470
00:29:39,913 --> 00:29:43,872
‫دیمین کری مهمانی شام خیریه داره.

471
00:29:43,955 --> 00:29:46,705
‫کلی از آدم های کله گنده قراره دست به جیب بشن.

472
00:29:46,788 --> 00:29:49,330
‫-.هم
‫رئیس جمهور هم مهمان افتخاریه.

473
00:29:49,413 --> 00:29:51,913
‫آقای کری از تحسین کنندگان بزرگ رئیس جمهوره
‫نه؟،

474
00:29:51,997 --> 00:29:53,622
‫یه ارتباط دو طرفه ست.

475
00:29:53,705 --> 00:29:56,455
‫کری میلیون ها دلار به حساب کارزار تبلیغاتی
‫رئیس جمهور

476
00:29:56,538 --> 00:30:00,330
‫و میلیون ها دلار دیگه هم برنامه ضد مواد رئیس جمهور اهدا کرد.

477
00:30:00,413 --> 00:30:05,580
‫انگار فکر می کنه میشه پیروز نبرد علیه مواد شد
‫.و برنده اصلی هم خودشه،

478
00:30:05,663 --> 00:30:08,580
‫از اون پیام هاست که کاخ سفید
‫با خوشحالی ازش حمایت می کنه.

479
00:30:08,663 --> 00:30:11,413
‫بگذریم، وقتی رئیس جمهور راه افتاد سمت برلین،

480
00:30:11,497 --> 00:30:13,747
‫منم میرم که سوار هواپیماش بشم.

481
00:30:14,330 --> 00:30:17,747
‫می خوام توی هواپیما درباره مسئله
‫آیینه دودیمون یه توضیحی براش بدم.

482
00:30:18,622 --> 00:30:20,538
‫خیلی خوب میشه که حرفی برای گفتن داشته باشم.

483
00:30:21,122 --> 00:30:22,747
‫می تونی بگی که پیداش کردیم.

484
00:30:37,788 --> 00:30:39,747
‫الکس، آماده شو
‫.دارن سوار ماشین میشن.

485
00:30:49,455 --> 00:30:50,997
‫دوربین ماشین حاضر و آماده ست.

486
00:30:51,080 --> 00:30:52,705
‫خیلی خب، برو، برو، برو.

487
00:31:02,163 --> 00:31:03,205
‫هیچی نشده گمش کردم.

488
00:31:03,247 --> 00:31:04,997
‫نگران نباش
‫.مستقیم رفت.

489
00:31:05,080 --> 00:31:06,705
‫اسم خیابون رو فهمیدی؟

490
00:31:06,747 --> 00:31:10,247
‫نه، ولی خیابون بزرگیه
‫.درخت داره توش.

491
00:31:10,330 --> 00:31:11,747
‫-.همه شون درخت دارن
‫آره.

492
00:31:11,830 --> 00:31:15,913
‫-.برو راست. برو راست
‫برم راست...

493
00:31:20,246 --> 00:31:21,746
‫چطوری پیداش کردید؟

494
00:31:21,830 --> 00:31:24,246
‫یه اسم داشتیم و اینطوری آدرسش رو پیدا کردیم.

495
00:31:24,330 --> 00:31:26,996
‫-.پونزده دقیقه دیگه می رسیم
‫خوبه.

496
00:31:28,955 --> 00:31:31,913
‫خیلی خب، الان از چراغ راهنمایی رد شد
‫.داره قرمز میشه.

497
00:31:31,996 --> 00:31:32,871
‫دیدمش!

498
00:31:35,038 --> 00:31:36,163
‫هی!

499
00:31:44,163 --> 00:31:45,205
‫باهام حرف بزن.

500
00:31:45,246 --> 00:31:47,163
‫الان از کنار یه اتوبوس رد شد.

501
00:31:47,246 --> 00:31:48,246
‫دیدیش؟

502
00:31:49,038 --> 00:31:50,413
‫وای!

503
00:31:50,496 --> 00:31:51,496
‫احمق!

504
00:31:52,496 --> 00:31:54,413
‫آره
‫.دیدمش.

505
00:31:57,913 --> 00:32:00,246
‫-.خیلی خب، پیچید چپ
‫مطمئنی؟

506
00:32:00,330 --> 00:32:02,413
‫آره
‫.برو چپ.

507
00:32:03,955 --> 00:32:05,746
‫مستقیم برو.

508
00:32:09,413 --> 00:32:10,913
‫واحدها در حال اعزامن.

509
00:32:10,996 --> 00:32:13,830
‫محیط اطراف رو تحت نظر می گیریم
‫.اگه بشه بی سر و صدا وارد میشیم،

510
00:32:13,913 --> 00:32:15,288
‫خیلی خب
‫.خبرم کنید.

511
00:32:18,413 --> 00:32:19,580
‫پیچید چپ.

512
00:32:21,288 --> 00:32:23,121
‫خیلی خب، من تو خیابون هولدزورث هستم
‫کجان؟.

513
00:32:24,330 --> 00:32:27,121
‫ام، فکر کنم گمش کردی
‫.به نظرم زیادی رفتی جلو.

514
00:32:28,538 --> 00:32:30,788
‫ام... سمت چپ یه پیچه.

515
00:32:31,413 --> 00:32:32,705
‫رفتم چپ.

516
00:32:33,413 --> 00:32:35,038
‫-.یه کوچه ست
‫برو چپ.

517
00:32:37,413 --> 00:32:40,038
‫خدا لعنتت کنه، تام!

518
00:32:40,121 --> 00:32:41,663
‫یه طرفه ست.

519
00:32:43,496 --> 00:32:46,413
‫- چیکار می کنی؟
‫دارم زور می زنم یه راه دیگه پیدا کنم.

520
00:32:48,746 --> 00:32:50,955
‫-.فقط بگو کجان
‫دارم سعیمو می کنم !

521
00:32:59,788 --> 00:33:01,371
‫دیدمش
‫.پیداشون کردم.

522
00:33:08,830 --> 00:33:12,496
‫-.داره میپیچه سمت میدان ادن
‫خیلی خب. منم رفتم.

523
00:33:16,205 --> 00:33:18,205
‫عالیه
‫.همینطور مستقیم برو.

524
00:33:33,538 --> 00:33:37,163
‫تمام واحدها
‫.سایمون ماریات داره وارد ساختمون میشه،

525
00:33:37,830 --> 00:33:40,871
‫سلام عزیزم
‫.من رسیدم خونه.

526
00:34:08,705 --> 00:34:10,163
‫برو که رفتیم.

527
00:34:16,205 --> 00:34:18,080
‫تمام واحدها، سر جای خود.

528
00:34:18,955 --> 00:34:20,913
‫تمام واحدها سر جای خود.

529
00:34:29,038 --> 00:34:31,621
‫بلانت هستم. ما اینجا پشت ساختمونیم.

530
00:34:31,705 --> 00:34:35,288
‫پیشنهاد می کنم از ماشین پیاده
‫و به ون نظارت راهبردی ملحق بشید.

531
00:34:35,913 --> 00:34:37,580
‫تمام واحدها آماده شروع عملیات.

532
00:34:38,621 --> 00:34:41,955
‫خیلی خب. یادتون باشه
‫.بیاید اول آروم پیش بریم.

533
00:34:43,080 --> 00:34:45,121
‫واحد یک، حرکت کن.

534
00:34:45,204 --> 00:34:47,038
‫تمام واحدهای دیگه
‫.آماده ی نفوذ،

535
00:35:14,538 --> 00:35:15,496
‫بله
‫کیه؟.

536
00:35:16,746 --> 00:35:17,996
‫از طرف انجمن شهرداری اومدم.

537
00:35:19,038 --> 00:35:20,913
‫یه مشکلی واسه مجرای عمودیتون پیش اومده.

538
00:35:26,246 --> 00:35:28,371
‫آره، یه لحظه اجازه بدید.

539
00:35:50,121 --> 00:35:52,996
‫خیلی خب، ماشین دست چپ
‫کنار یه گاراژ پارک کرد.

540
00:35:53,079 --> 00:35:54,371
‫ولی پیاده شدن و رفتن.

541
00:35:54,454 --> 00:35:58,663
‫واسه مرکز فرماندهیشون جای عجیبیه
‫.دمت گرم، تام.

542
00:35:58,746 --> 00:35:59,829
‫مخلصم.

543
00:36:08,829 --> 00:36:11,663
‫-.آماده ایم
‫خیلی خب.

544
00:36:11,746 --> 00:36:13,621
‫بیاید بریم داخل
‫.برق رو قطع کن.

545
00:36:34,454 --> 00:36:36,704
‫-.داخلیم
‫خیلی خب.

546
00:36:49,038 --> 00:36:51,746
‫طبقه بالا نیست.

547
00:36:51,829 --> 00:36:54,871
‫طبقه پایین هم نیست
‫.میریم سمت زیرزمین.

548
00:37:02,746 --> 00:37:04,163
‫اینجا هم کسی نیست.

549
00:37:06,079 --> 00:37:07,746
‫خیلی خب، ما داریم وارد میشیم.

550
00:37:17,246 --> 00:37:19,329
‫کجایی، سایمون؟

551
00:37:21,704 --> 00:37:22,746
‫صد در صد خودشه.

552
00:37:24,121 --> 00:37:26,329
‫-.فکر کردم برق رو قطع کردی
‫آره. اینها واحدهای پشتیبان هستن.

553
00:37:26,413 --> 00:37:27,746
‫منتظرمون بود.

554
00:37:27,829 --> 00:37:29,704
‫- کجاست؟
‫باید یه جایی این اطراف باشه.

555
00:37:34,288 --> 00:37:36,288
‫این جابجا شده.

556
00:37:38,413 --> 00:37:39,538
‫کمک کنید.

557
00:37:47,246 --> 00:37:49,038
‫از اینجا رفته
‫!برید.

558
00:37:49,121 --> 00:37:49,996
‫برید!

559
00:37:50,079 --> 00:37:53,038
‫تمام واحدها، به گوش، در حال حرکته
‫.یه تونل پیدا کردیم.

560
00:37:53,121 --> 00:37:55,496
‫محیط رو پوشش بدید و حواستون به یه فراری باشه.

561
00:38:06,454 --> 00:38:07,454
‫هی.

562
00:38:08,329 --> 00:38:09,538
‫تو.

563
00:38:11,329 --> 00:38:12,579
‫هی!

564
00:38:12,662 --> 00:38:14,287
‫وایسا
‫!وایسا!

565
00:38:34,329 --> 00:38:35,579
‫آماده بود بیایم.

566
00:38:35,662 --> 00:38:39,329
‫مشخص بود انتظار دردسر رو داره
‫.یه مسیر فرار آماده کرده بود.

567
00:38:50,912 --> 00:38:52,371
‫نگو که گمش کردی.

568
00:38:57,037 --> 00:39:00,621
‫باید خوب دم و دستگاهش رو چک کنم.

569
00:39:00,704 --> 00:39:03,246
‫میشه لطفاً یه مقدار ببریم نزدیک تر؟
‫کابل ها رو دنبال کن.

570
00:39:03,954 --> 00:39:05,704
‫همینه
‫.ادامه بده.

571
00:39:08,579 --> 00:39:09,662
‫پیداش کردیم.

572
00:39:15,537 --> 00:39:16,537
‫سلام.

573
00:39:18,787 --> 00:39:19,787
‫یعنی...

574
00:39:24,787 --> 00:39:26,246
‫به این احمق ها میگی ولم کنن یا نه؟

575
00:39:26,329 --> 00:39:28,787
‫اینجا چیکار می کنی؟

576
00:39:28,871 --> 00:39:30,121
‫آیینه دودی؟

577
00:39:30,871 --> 00:39:33,537
‫نه
‫.یه سو تفاهم شده.

578
00:39:33,621 --> 00:39:35,162
‫آیینه دودی کیه؟

579
00:39:47,787 --> 00:39:49,996
‫کابل ها رو دنبال کن
‫.آره. همینه.

580
00:39:52,579 --> 00:39:55,329
‫همه از وسایل دور بشن
‫!حالا!

581
00:39:55,412 --> 00:39:57,579
‫- برگردید! بگردید! بخوابید
‫بخوابید! پناه بگیرید !

582
00:41:05,496 --> 00:41:07,037
‫چرا جابجا شدی؟

583
00:41:08,329 --> 00:41:10,371
‫سلامت و ایمنی.

584
00:41:12,787 --> 00:41:15,412
‫-.اونجا پنبه نسوز بود
‫اه.

585
00:41:39,704 --> 00:41:42,954
‫سوار یه ون مسافری خاکستری بود.

586
00:41:43,037 --> 00:41:46,620
‫آخر پلاکش وی آر سی داشت.

587
00:41:46,704 --> 00:41:49,537
‫و کنارش نوشته بود
‫"خدمات اینترنتی راب".

588
00:41:49,620 --> 00:41:52,495
‫حتماً یه دستگاه تو خونه جاساز کرده،

589
00:41:52,579 --> 00:41:55,412
‫احتمالاً یه بمب که باعث بشه
‫به نظر بیاد نشتی گاز بود،

590
00:41:55,495 --> 00:41:56,537
‫ولی اینطور نبود.

591
00:41:56,620 --> 00:41:58,704
‫منظورم اینه، همه چی رو داغون کرد.

592
00:41:58,787 --> 00:42:01,037
‫همه جا رو دود گرفته بود
‫.آتیش سوزی شد.

593
00:42:02,204 --> 00:42:04,454
‫همین
‫.همه داستان همینه.

594
00:42:04,537 --> 00:42:07,579
‫-...و به نظرت این یارو
‫یاسن گرگورویچ.

595
00:42:07,620 --> 00:42:12,162
‫و به نظرت این یارو یاسن گرگورویچ
‫سعی کرد پدر دوستت رو بکشه.

596
00:42:12,204 --> 00:42:15,995
‫دوستم نیست
‫.تازه آشنا شدیم. ولی آره، دقیقاً.

597
00:42:16,120 --> 00:42:16,954
‫چرا؟

598
00:42:17,079 --> 00:42:19,120
‫- چرا؟
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

599
00:42:19,204 --> 00:42:22,662
‫به خاطر پروژه ای که داشت روش کار می کرد.

600
00:42:23,662 --> 00:42:25,620
‫نمی دونم
‫.تو باید ازش سر دربیاری.

601
00:42:25,704 --> 00:42:28,162
‫از یاسن گرگورویچ چی می دونی؟

602
00:42:28,912 --> 00:42:30,787
‫می دونم که توی پوینت بلنک بود.

603
00:42:31,579 --> 00:42:34,579
‫می دونم که عکسش رو توی پرونده دارید.

604
00:42:34,662 --> 00:42:38,329
‫می دونم که اسمش رو می دونید
‫و می دونم که واستون اهمیت داره.

605
00:42:39,620 --> 00:42:42,370
‫وقتی از اون مرده که زخم داره واست تعریف کردم،

606
00:42:42,454 --> 00:42:44,037
‫در جا شناختیش.

607
00:42:45,204 --> 00:42:48,162
‫گرگورویچ واسه یه سازمان بین المللی کار می کنه.

608
00:42:48,245 --> 00:42:52,162
‫اونها تغییر رژیم، قتل های سیاسی،

609
00:42:52,245 --> 00:42:54,704
‫تغییرات جهانی در زمینه تعادل قوا رو رصد می کنن.

610
00:42:54,787 --> 00:42:56,454
‫همه شون حرفه ای هستن.

611
00:42:56,537 --> 00:43:00,995
‫و خدماتشون رو فقط در اختیار
‫بخش خیلی کوچیکی از کله گنده های دنیا می ذارن.

612
00:43:01,079 --> 00:43:02,370
‫آره.

613
00:43:03,745 --> 00:43:05,370
‫خب که چی؟

614
00:43:05,454 --> 00:43:07,787
‫که واسشون اهمیت نداره جنابعالی

615
00:43:07,870 --> 00:43:09,704
‫هرزگاهی یکی از مامورهاشون
‫رو توی راهرو می بینی.

616
00:43:10,787 --> 00:43:13,620
‫تو واسشون اهمیتی نداری
‫.یه آدم نامربوطی.

617
00:43:13,704 --> 00:43:17,745
‫-.هیچوقت نگفتم مسئله به من مربوطه
‫نه بابا؟ فکر می کردم همه ش سر توئه.

618
00:43:17,829 --> 00:43:19,954
‫دوستت، تعطیلاتت،

619
00:43:20,037 --> 00:43:23,245
‫اصرارت که این قضیه اتفاقی نبوده

620
00:43:23,329 --> 00:43:25,454
‫اونم وقتی که همه میگن اینطور بوده.

621
00:43:25,537 --> 00:43:28,870
‫ما گزارش تیم جرم شناسی رو دیدیم
‫.واقعاً نشتی گاز بوده.

622
00:43:28,954 --> 00:43:30,537
‫خب جعلش کردن.

623
00:43:31,787 --> 00:43:34,204
‫قبلاً هم این اتفاق افتاده، یادته؟

624
00:43:34,287 --> 00:43:36,454
‫یعنی هر داستانی که بهت بگن
‫رو باور می کنی؟

625
00:43:36,495 --> 00:43:37,745
‫فکر می کردم خیلی کارتون درسته.

626
00:43:37,870 --> 00:43:42,412
‫آره. ما چندین ماه گرگورویچ رو تحت نظر داشتیم.

627
00:43:43,329 --> 00:43:46,745
‫الان اون سر دنیا تو میانماره.

628
00:43:47,912 --> 00:43:49,620
‫توی کورنول نیست.

629
00:43:50,204 --> 00:43:51,870
‫خیلی باهات فاصله داره.

630
00:43:52,454 --> 00:43:54,370
‫غیر ممکنه.

631
00:43:54,454 --> 00:43:58,037
‫تو سر ماموریت پوینت بلنک خیلی واسمون زحمت کشیدی، الکس.

632
00:43:58,120 --> 00:44:01,412
‫واسه یکی به سن و سال تو خیلی خوب بود.

633
00:44:01,495 --> 00:44:04,745
‫ولی به نظرم تو رو توی مخمصه ای انداختیم

634
00:44:04,829 --> 00:44:07,079
‫که زیاد آمادگیش رو نداشتی.

635
00:44:07,162 --> 00:44:09,954
‫و الانم که هرجا چشم میندازی
‫یه مامور دشمن می بینی

636
00:44:10,037 --> 00:44:12,579
‫حتی وقت هایی که هیچی وجود نداره.

637
00:44:13,204 --> 00:44:14,079
‫من دیدمش.

638
00:44:17,245 --> 00:44:22,162
‫- مگه نباید به مامورت اعتماد کنی؟
‫تو مامور نیستی.

639
00:44:22,245 --> 00:44:24,037
‫برو خونه.

640
00:44:34,412 --> 00:44:36,162
‫چه غلطی می کنی؟

641
00:44:36,245 --> 00:44:39,287
‫-.ما نمی دونیم گرگورویچ کجاست
‫بشین.

642
00:44:39,370 --> 00:44:42,370
‫گفت که
‫.به مامورت اعتماد کن.

643
00:44:42,454 --> 00:44:44,495
‫ازش خوشت میاد، نه؟

644
00:44:44,579 --> 00:44:46,995
‫آره
‫.راستش رو بخوای آره.

645
00:44:47,079 --> 00:44:48,995
‫باید واقع بین تر باشی.

646
00:44:49,079 --> 00:44:54,787
‫به همه چی شک داره
‫.از نظر روان شناسی قابل اعتماد نیست.

647
00:44:54,829 --> 00:44:56,370
‫و چطور از این موضوع مطمئنی؟

648
00:44:57,745 --> 00:44:59,454
‫تجربه.

649
00:45:00,870 --> 00:45:02,704
‫خب، مسئولیتش با ماست.

650
00:45:02,829 --> 00:45:05,370
‫نه، الان دیگه نقطه ضعف ماست.

651
00:45:05,495 --> 00:45:08,662
‫امروز به خاطر اون نفرمون رو از دست دادیم.

652
00:45:09,662 --> 00:45:13,287
‫ما یه وظیفه ای داریم
‫.از الان به بعد الکس رایدر بخشی از این وظیفه نیست.

653
00:45:13,370 --> 00:45:14,203
‫واضحه؟

654
00:45:30,995 --> 00:45:32,412
‫الکس.

655
00:45:33,995 --> 00:45:35,620
‫وایسا.

656
00:45:37,120 --> 00:45:38,828
‫فایده ش چیه؟

657
00:45:39,828 --> 00:45:42,287
‫-.می خوام بگم متاسفم
‫متاسفی؟

658
00:45:43,287 --> 00:45:45,912
‫آره
‫.واقعاً متاسفم.

659
00:45:46,787 --> 00:45:47,912
‫بابت رفیقت.

660
00:45:49,828 --> 00:45:51,578
‫اسمش سابیناست.

661
00:45:51,662 --> 00:45:53,037
‫اسم باباش اده.

662
00:45:53,120 --> 00:45:55,203
‫و نمی دونه باباش قراره به هوش بیاد یا نه.

663
00:45:58,953 --> 00:46:00,287
‫حرفم رو باور می کنی؟

664
00:46:04,328 --> 00:46:06,078
‫آره
‫.من باید برم.

665
00:46:06,162 --> 00:46:06,995
‫کجا؟

666
00:46:07,787 --> 00:46:09,328
‫وظیفه شماها رو انجام بدم.

667
00:46:09,352 --> 00:46:14,352
::. www.FardisFilm.com .::

